اين ميل در جان وى غوغا مىكرد .
سلطان دانست كه افراد سپاه در فصل تابستان از شهرهاشان دور نمىشوند و تيزى گرماى بغداد و حرارت شمشير را با هم تحمل نمىكنند سپس سپاه را به پائيز وعده داد و آنان را از زيانى هولناك امنيت بخشيد .
سلطان به تهيه ساز و برگ و جمع افراد مشغول شد . نامهها به آمادهكنندگان دستههاى سپاه و آشكاركنندگان جنگجويان و تعيينكنندگان پيش قراولان ( مقدمه ) و افراد عادى سپاه بنوشت . چون فصل تابستان به سررسيد و پائيز در رسيد سلطان كوچ كرد .
بيان رسيدن سلطان محمد به محاصره بغداد و اعتماد امير المؤمنين المقتفى لامر اللّه به نيكوئى شكيبائى كه پيروزى پسنديده در پى داشت
مؤلف كه خدايش بيامرزاد گفت : در ماه ذى قعده از سال 551 خبر به بغداد رسيد كه سلطان محمد با دريائى لشكر هولناك نزديك شد و در منزل قصر قضاعه فرود آمد . احتياط و خويشتندارى خليفه راست درآمد و او براى نمودن هيبت و قدرت دامن مردى را به كمر زد و در تحصيل افراد و محكم كردن شهر در مقابل مهاجمان كوشش كرد از منجنيقها ديوار ديگرى بر ديوار شهر بغداد افزود . برجهاى حصار بغداد را از پهلوانانى كه آتش پيكار افروخته مىكردند به قصد حمايت از شهر پر كرد .
ابن هبيره وزير خليفه زير عمارت تاج نزديك هشتى بر كنار دجله خيمه زد . در جائى قرار گرفت كه خليفه از هشتى بر سراپرده وزيرش مشرف بود . بدين طريق وزير براى دريافت فرمان خليفه در امور بزرگ يا كم كوچك نزديك گرديد .