افزود . او سپاهى تجهيز كرد بناگاه بنه و گله سلجوقيان را غارت كرد او براى استفادهئى كه زيان در پى داشت حركت كرده بود . پس سلجوقيان برزم وى و جماعت وى تحريك شدند . آتش جنگ افروخته شد و تير از دو سو در حركت آمد . سلجوقيان نشابوريانرا شكست دادند و از آنان كشته و اسير گرفتند سپس تا نشابور دركشيدند و به اين شهر وارد شدند . شهر نشابور را از نگاهبان خالى ديده و از فرصت استفاده كردند و شهر را متصرف شدند .
اين واقعه در ماه رمضان سال 429 اتفاق افتاد . سلجوقيان مىخواستند به غارت شهر و دستدرازى بپردازند اما طغرل بگ محمد بن ميكائيل بن سلجوق كه درين هنگام بزرگ و فرمانرواى آنها بود چنين گفت : ما در ماه حرام ( ماه رمضان ) هستيم پردهء احترام اين ماه را پاره نكنيم و سدّ آن را نشكنيم . حاجتى از چپاول و غارت برآورده نمىشود به عكس تنها هركس خبر آن را بشنود زشتش انگارد و موجب رواج بدگوئى مىشود . از گفتار طغرل برخى ابراز بيزارى كردند و او را سبكعقلى خواندند كه در مقام بيان كار حلال و حرام برآمده است . طغرل بگ ناچار به آنان مىگفت مهلت بدهيد كه بقيه روزهاى رمضان بگذرد هرچه مىخواهيد پس از عيد فطر انجام دهيد .
درين ميان نامه امير المؤمنين القائم باللّه عباسى به سلجوقيان رسيد .
خليفه در نامه سلجوقيانرا ترسانده بود و آنها را به ياد خدا افكنده و وادار كرده بود كه خداپرستى را رعايت كنند و شهرهاى خدا را آباد سازند .
سلجوقيان فرستادهء خليفه را كه ابو بكر طوسى بود 13 خلعت دادند .
آنان به فرستادهء خليفه افتخار مىكردند و بدين واسطه قدرت و مقام خود را زياد كردند . عيد فطر در رسيد . جماعت سلجوقيان از دور و نزديك جمع شدند و تصميم گرفتند كه به يغما دست يازند . طغرلبگ به قصد نگهدارى جماعت از يغما سوار شد و كوششى در منع آنان به كار برد و گفت : حالا كه
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 7
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٧