تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
رعايت مىنمودند و بيمناكشان نمىساختند . به منظور انجام خدمت در كارهاى مهم آنها را به خود وا نمىگذاشتند بلكه آنها را به كار فرامىخواندند . وضع بدينمنوال بود تا سلطان يمين الدوله محمود بن سبكتكين براى كمك به قدر خان به بخارا رفت . سلطان پايه خرد ميكائيل را بيازمود و او را در پاكى خرد تمام عيار و از مايه عقل لبريز يافت . سلطان اراده كرد كه ميكائيل را برغبت آورد تا به حاشيه وى كشيده شود . سلطان مىخواست كه ميكائيل و طايفه‌اش را به خراسان بفرستد تا اطراف اين سامان در سايه نجابت ميكائيل و تيرهاى طايفه‌اش در امن و امان باشد . ميكائيل از راه رشد بگرديد و اراده سلطان را گردن ننهاد . خوددارى ميكائيل سلطان را خشمگين ساخت . ازين‌رو وى را در حبس و بند كشيد . سپس ميكائيل و يارانش را به خراسان گسيل داشت . ارسلان حاجب سلطان عرضه داشت : من در چشمهاى اين جماعت طليعه ترس و وحشت مىبينم . زيرا اينان به جسارت و قدرت شهره‌اند . نظر صحيح پيش من اينستكه انگشت شست تمام كسانى را كه ازين طايفه روانه كرده‌ايد ببريد تا از زيانشان امان حاصل آيد و از فتنه ايشان ترسى نزايد . در اين كار بزرگ سلطان گفتار حاجب را قبول نكرد و بوى گفت : حقا تو مردى سنگدلى . سلجوقيان هنگامى كه در خراسان ساكن شدند به عميد خراسان ابو سهل احمد بن حسن حمدوى خود را نزديك كردند و سه اسب ختلىنژاد و هفت شتر بختى و سيصد گوسفند تركى به عميد هديه دادند . طالع بلند سلجوقيان عميد خراسان را بقبول اين هديه راهنما شد و از وى درخواستند كه آنانرا به چراگاهها روانه كند تا با گله‌هاى خود شكافهاى كوه و جنگل را پر كنند . عميد خراسان چراگاههاى دندانقان را بر ايشان معين كرد و آنان در آنجا و نزديكيهاى آنجا مستقر شدند و اين سرزمين را از دشمنان و بيگانه‌ها محفوظ داشتند . محمود بن سبكتكين در حالى كه از كار طايفه سلجوقيان ناخشنود