يافته است پادشاه همه را در رشته كشيده و بدآنها مزين شده است . خداوندگار ما فرمانروا شهريار معظم ابو الفتح عيسى فرزند پادشاه دادگر ابو بكر بن ايوب كه همواره شهريارى او در پلهكان نيكبختى بالارونده و درگاه بزرگوارى وى چشمانداز ديدگان بزرگى بماند و چراغ دانشهايش طورى افروخته باشد كه بنورش گردنكشان رهبرى شوند و از ستم و انحراف و گمراهى بيرون آيند . همچنين چشمهسارهاى بخشش شهريارى چنان جوشان باد كه سرگردانان به نياز بر لب آنها گردن كشند و از زلالشان تشنگى آرزوها را تسكين دهند . تحقيقا در ماه ربيع الاول سال 623 شروع به كتاب كردم در حالى كه از خداى بزرگ كمك مىخواهم و از قوه و قدرتش طلب مدد مىكنم و ازو مىخواهم كه درين كار و همه كارهايم مرا ببخشش خود موفق بدارد و هو حسبى و كفى .
بيان پارهاى از ابتداى كار سلجوقيان
مؤلف كه - خدايش بيامرزاد - گفت : جماعت سلجوقيان به اقتضاى صحرانشينى صاحبان استعداد و سلاح و نفر بودند هم قدرت داشتند و هم نعمت .
از كسى اطاعت نمىكردند و به شهرى نزديك نمىشدند . پيشواى محترم و بزرگ برتر آنان ميكائيل فرزند سلجوق بود . اين جماعت در جائى بنام نور بخارا از توابع شهرستان بخارا ساكن بودند و همواره در دفع ضرر و منع دشمن يارىكنندهترين ياران را داشتند و به بهترين وجه روزگار مىگذاشتند . آنان هنگام چرا ، چارپايان را به چراگاه مىفرستادند و در برداشت محصول صحرا را پر مىكردند . نه كسى آنان را مىترساند و نه خبيثى مانع آنها مىشد . فرمانروايان روزگار براى جلوگيرى حوادث ازينان