را سوار كرد و آنان مانع شدند كه به خانه وزير تجاوز نمايند .
وزير در مسند وزارت با احترام زياد قرار داشت . سلطان به وى اجازه داد كه به فارس با صحت و سلامت و احوال مرتب بازگردد . پس وزير به حضور سلطان آمد و او را ثنا گفت و بدرود كرد . سلطان آنطور كه بايد حقوق وزير را رعايت كرد و اين آيه قرآن را بخواند كه
( وَ أَنْ لَيْسَ - لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى )
بيان وزارت شمس الدين كر فرزند نجيب درگزى
مؤلف گفت : سلطان مسعود احترام تاج الدين وزير را رعايت مىكرد و تا او بود شمس الدين را وزارت نداد وزير با جاه و مال و حفظ احترام و حشمت و نعمت به فارس بازگشت .
در حكومت سلاجقه ديده نشده كه وزيرى معزول گردد و به جان يا مالش تعرضى نشود مگر اين وزير . سبب سلامت وى چنين بود كه سلطان از وى اميد داشت كه امير بوزابه را دلجوئى نمايد و خشنودى او را به دست آورد . زيرا سلطان شك نداشت كه بوزابه حركت مىكند و معركهاى كه خود ابتلائى خواهد بود برپا مىنمايد .
تاج الدين بن دارست وزير سلطان را اطمينان داده و خود ضمانت كرده بود كه كار بوزابه را درست كند و او را به راه آورد و از بديش جلوگيرى كند .
اين كار نيز از هوشمندى وزير بود تا از حادثه احتمالى نجات يابد و رسوم سست شده را محكم نمايد . پس وزير به سلامت و خوشحالى كوچ كرد و از وطن اصلى قصد اقامتگاهى ديگر كرد .