تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
مودود فرود آمد و او را به خانه طغتكين بردند . در مرگ مودود سوك مسلمانها بزرگ شد گفته شد كه طغتكين صاحب دمشق خود توطئه و دسيسه قتل مودود را علت شد زيرا ترسيد كه وى به طمع دمشق بيفتد . اگر اين خيال در ميان نمىآمد خون وى ريخته نمىشد . چون خبر درگذشت مودود به سلطان محمد رسيد فرزند خود را مسعود به آق سنقر برسقى واگذار كرد و شهر موصل و جزيره را بر سبيل اقطاع به وى سپرد و بخششهاى فراوان خود را درباره وى نيكوتر و شايسته‌تر كرد . چون سلطان محمد وفات يافت و محمود به سلطنت نشست به منظور دلجوئى و اظهار نزديكى مادر مسعود را به نكاح منكوبرس درآورد تا وى به رغبت به علت نسبت خدمت كند . زمانى كه بر منكوبرس دست يافت او را به قتل درآورد و از خون او شمشير خود را رنگين كرد . جوشبك سپاهى فراهم آورد و مسعود را با خود به جنگ برادرش محمود برد همانطور كه مىدانيم شد آنچه بايد بشود . جوشبك شكست خورد و ابو اسماعيل طعرائى وزير كشته شد . در آخر كار سلطان سنجر مسعود و برادرانش را فراخواند و بر عهده سلطان محمود قرار داد كه از ماليات عراق مخارج اينان را تأمين كند . وضع بر اين منوال بود تا اواخر عمر سلطان محمود كه اميران بر وى خروج كردند و مسعود را از گرگان بياوردند و او را به مخالفت و جنگ با سلطان محمود تحريك نمودند . كارى از پيش نبردند زيرا سلطان محمود برادر خود مسعود را دلجوئى كرد و او را به خود نزديك گردانيد . سپس مسعود را به اران گسيل داشت و اعيان و بزرگان را بدين كار به فروتنى و اطاعت وادار ساخت . چون سلطان محمود را وفات دررسيد بطورى كه قبلا گذشت سلطان مسعود