بيان به تخت نشستن سلطان بزرگ غياث الدنيا و الدين ابو الفتح مسعود بن محمد بن ملكشاه قسيم امير المؤمنين در سال 528
مؤلف كه خدايش بيامرزاد گفت : مادر سلطان مسعود كنيزى بنام نيست اندر جهان بود كه پس از وفات سلطان محمد او را به نكاح امير سپهسالار منكوبرس والى عراق درآوردند . به رسم جهاز از خزينه پادشاهى آنقدر مال با او جابهجا كردند كه با هيچ خرجى تمامشدنى نبود .
منكوبرس از محترمترين اميران و بزرگان كشور بود . پس از وفات سلطان محمد اقطاع عراق را منحصرا در دست داشت و از محصول فراوان اقطاع ثروت و مكنت زيادى حاصل كرد . از وزير او ولى الدين مخلص محمد ميانجى روايت گرديده كه گفته است :
« در عراق يك مليون و سيصد هزار دينار مسكوك به سكه خليفه را براى منكوبرس جمع كردم گذشته از اسباب و لباس و جواهر و چارپا . قبلا به كشته شدن منكوبرس در روزگار سلطان محمود اشاره كرديم . بازمىگرديم به سرگذشت مسعود . مسعود را در سال 505 پدرش به امير سپهسالار مودود صاحب موصل سپرد .
پس مودود را سلطان به جنگ با فرنگيان تجهيز كرد . مودود به طبريه رسيد و تشنگى اسلام را از خون كفر تسكين داد با نصرت و پيروزى به دمشق بازگشت و در آخرين جمعه ماه ربيع الآخر سال 507 در مسجد جمعه حاضر شد . مودود از مسجد درحالىكه دستش در دست طغتكين صاحب دمشق بود خارج شد . سپاهيان مسلح صاحب دمشق را در ميان گرفته بودند .
مردى به سوى مودود آمد و وى را دو ضربت زد . يكى ازين دو ضربت بر تهيگاه