اشعار و امثال ادبى بسيارى را حافظ بود و به تاريخ و سيرتهاى مختلف كه موجب عبرت بودند آگاه بود .
بيان حوادثى كه بعد از درگذشت سلطان محمود تا بر تخت شدن سلطان طغرل اتفاق افتاد
مؤلف كه خدايش بيامرزاد گفت : درگزينى به فراست دريافت كه سلطان محمود جزء رفتگانست نه زندگان و به زودى وفات مىكند . از حمايت سلطان دور افتاد در كار كفن كردن او شد و پس از آن با سپاهيان عراق آهنگ رى كرد .
همگان به يكدلى و اتحاد تظاهر كردند . اميران سپاه عراق برسق قزل . قراسنقر . قراطغان و ديگران اين زمستان را در رى گذراندند و در انتظار آمدن سلطان سنجر سر مىكردند .
از روز درگذشت سلطان محمود تا ورود سلطان سنجر بيشتر از پنج ماه همگان در رى درنگ كردند .
سلطان سنجر در ماه ربيع آلاخر سال 526 به رى رسيد و سپاهيان عراق با درگزينى وزير سلطان را استقبال كردند .
سنجر بر تخت نشست . پس از سنجر شبانه طغرل آهنگ رى كرد و سحرگاهان به رى رسيد و صبح همين شب عموى خود سنجر را ملاقات كرد .
درگزينى وزير به احترام طغرل از اسب پياده شد ولى طغرل به وى التفات و اعتناء نكرد . نه به وى اجازه ملاقات داد و نه اصلا به او توجه كرد .
وزير قبلا رسولى همراه با تحفه و نسخه عهدنامه معمول به خدمت طغرل