تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
گرديد . پس از يك سال انوشروان معزول شد و بار ديگر درگزينى وزير شد . همواره عموى من عزيز از فتنه و شر درگزينى وزير مصون بود تا آنكه سلطان را آگاه كردند كه عموى وى سلطان سنجر رسولى براى درخواست ميراث و جواهرات دو دخترش كه يكى را پس از ديگرى سلطان نكاح كرده و مرده بودند فرستاده است . درگزينى كسى را تحريك كرد كه به سلطان بگويد : « رسول عموى تو براى جواهرات به تو خواهد پيوست و هر قدر تو عذر بياورى بازگشت نخواهد كرد . سلطان سنجر به شهادت عزيز كه او را صادق و امين مىداند رضايت دارد ، صلاح مىدانيم كه عزيز را در برخى قلعه‌ها حبس كنى بدون زحمت تا هنگامى كه رسول به تو برسد و رسالت بگزارد و درخواست عزيز و شهادت او را كند . تو بگوئى اين دوست ما مورد خشم ما واقع گرديده به علت ناشايستى كه از وى سر زده او را حبس و بند فرموده‌ايم و نمىتوانيم براى شهادت به وى رجوع كنيم . زيرا از محبوس شهادت خواستن و سؤال كردن خلاف مرسوم و متعارف است . » سلطان محمود گوينده را ملامت و مذمت كرد ولى در عين حال پريشان خاطر شد . درگزينى درين‌باره با سلطان گفتگو كرد و كار را در نظرش كوچك جلوه داد و حبس عزيز را موجب آسانى اين مشكل معرفى نمود و گفت : اگر توجه در كار داشته باشيد خواهيد دريافت كه همان‌طور كه گردن‌بندهاى گران‌سنگ از نگهدارى در جعبه زيانى نمىبينند و درهاى شاهوار از سوراخ كردن ارزششان پائين نمىآيد و اشياء قيمتى در جاى مطمئن و محفوظ نگهدارى خواهند شد عزيز نيز كه مرد روزگار است از توقيف در قلعه ضررى نخواهد ديد به علاوه من از مال خود در صورتى كه او
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 180 | فتح بن على بندارى اصفهانى / محمد حسين جليلى