تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
خود قرار گرفتند . منهم همچنين رسم تهنيت و حق وفادارى را به جا آوردم . سلطان درين هنگام در سنى نزديك به بلوغ بود . ولى هوشى تند داشت كه از نظرها مخفى نمىماند . همچنين صورتش نورانى و درخشان بود كه با كمى سن او از بزرگوارى وى حكايت مىكرد . در ابتداى دولت و سلطنت سلطان خلافت به امير المؤمنين المسترشد باللّه فرزند المستظهر باللّه كه خدا از هر دو آن خشنود باد منتقل گرديد . بيعت براى سلطان گرفته شد و رسوم قراردادى را بار ديگر سلطان با شرايط دينى تجديد كرد . بزرگان درگاه سلطان با يكديگر سوگند خوردند كه در صلاح ملك پشت در پشت هم بدهند . ابو القاسم درگزينى انس‌آبادى وزير امير حاجب على بار بود . او به مخدوم خود مىدميد و او را تحريك مىكرد در راه گمراهى ولى به وى چنين وانمود مىنمود كه او را هدايت مىكند . به وى مىگفت كه شايسته است وزير و مستوفى به فرمان تو در امور اقدام كنند زيرا اين سلطان كودك است مىبايد كه تحت نظارت و توجه تو باشد . اگر امرى مىكند بايد آن امر گفته تو باشد و فرمان تو . در فكر و سر اين مرد كه به ظاهر مولى و صاحب وى بود افكارى وارد كرد كه در پايان كار اين افكار جز به شمشير از سر مرد بيرون نرفتند . اولين نقشه و تدبير غلط اين بود كه به سلطان گفت : مصلحت سلطنت وى در تباهى و نابودى عموى او مىباشد زيرا بر كشورش به دشمنى چيره خواهد گرديد . عموى سلطان ، سلطان سنجر بود . پادشاه بزرگى كه ستون محكم خاندان سلجوق بود . قلمرو وى از شهرهاى خراسان تا عراق و ماوراء النهر و غزنه و خوارزم و ترك وسعت داشت . دولت سنجرى بلند و باعظمت شده