تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
از شگفتى تقدير و كارهاى عجيب آنكه در يك ساعت هر دو همسر به سختى وفات يافتند . خاتون در اطاق خود خفه شد و سلطان در رختخوابش ديده از جهان بربست . اين حادثه در پايان سال 511 اتفاق افتاد . روزگار سلطنت سلطان محمد براى ايتام و زنان شوى مرده مبارك و ميمون بود . بخششهاى وى از روى زيان و ضرر ديگران نبود و فرمان‌هاى او خشنودكننده بودند نه زيان‌رساننده . خردى محكم و تدبيرى درست و دينى استوار داشت . اعمال عبادى و شرعى وى آشكاركننده عقايد اوست . او مرد كامل سلسله سلجوقى بود . آزاده‌اى صافى ضمير بود كه آثار پسنديده و عقايد درست داشت . چون اخلاقش نيكو و دولتش كامل و آسمانش بىابر و هوايش پاكيزه و آبش زلال گرديد نيازمند را بىنياز مىساخت و شكسته استخوان را شكسته‌بندى مىكرد . بر روى اسيران در زندان مىگشود و آنان را نجات مىداد . اسلام را يارى مىكرد . تاريكىها را روشن مىساخت . ريشه ملحدان و منكران مذهب را درمىآورد . درفش سپاهيان موحدان را بلند مىكرد . تقدير آسمانى دستش را از كار بازداشت و آرزو و مدت زندگيش را كوتاه ساخت . درياى بخت او خشك شد و ماه چارده طالع او به افول گرائيد . « گلى ميان سنگها و خاك مدفون شد كه از نزديكى وى من بهره‌ور بودم . چون به ياد مىآورم كه با زيبائى صورت تو مرگ چه كرد ؟ سيل اشك مىآيد و نمىتوانم آن را جلوگيرى كنم » مؤلف گفت : امير المؤمنين المستظهر باللّه كه خدا از وى خشنود باد پس از درگذشت سلطان محمد با فاصله كمى از دنيا رفت . هر دو دولت خلافت عباسى و سلجوقى دگرگون شد .