اين شخص از كار معزول نشود ازو ايمنى نمىتوان داشت . پس طغرائى را را بيكار و بىمصرف قرار دادند . از كار او را معزول كردند و به گوشهنشينى وادارش ساختند .
خطير كه وزارت كرده بود بار ديگر به شغل طغرا مشغول گرديد و با خط خود فرمانها را طغرا مىكشيد . تنزل از وزارت به ديوان طغرا به خطير زيانى نرساند . درگاه سلطانى درين هنگام از اميران و شمشير بندان بزرگ نيز خالى بود . زيرا آنان در محاصره كردن قلعه الموت با امير بزرگ انوشتكين شيرگير كه بر دشمن سمى جانشكار و براى ملحدان اسماعيلى مرگى محقق بود مشغول بودند .
اگر مرگ سلطان پيش نمىآمد يقينا انوشتكين بر قلعه الموت چيره مىگرديد و آن را فتح مىكرد و نمىگذاشت كه فرصت اين فتح از دست برود .
انوشتكين به مدد لطف خدائى الموت را محاصره كرد . سلطان على بن عمر حاجب كبير را ترفيع داد و مقامش را بالا برد . او ابتدا امير بار يعنى اجازهدهنده به بزرگان از طرف سلطان بود . سپس حاجب كبير شد .
حاجب كبير كسى است كه روياروى دستور و امرهاى سلطان را مىشنود سپس آنها را به وزير مىرساند ازينرو حاجب كبير امركننده بكارها و بازدارنده از كارها مىباشد .
مؤلف گفت : چون ماهى گذشت مرض سلطان شدت كرد و اميد بهبودى به يأس گرائيد . سلطان احساس مرگ مىكرد و نفس او به شماره افتاده بود . او امر خود را به حاجبان مىگفت و از اميران خود را پنهان كرد . قطع كرد كه به زودى دنيا را وداع خواهد كرد و مهلت موعود بسر خواهد آمد . سرانجام جز امير حاجب على بن عمر بن سرمه كسى بر سلطان وارد نمىشد و او را
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 134
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص١٣٤