بر مرسومى او اضافه كردم و در استفاده او را با خودم شريك ساختم . كمال در كار مستقل شد و كام تلخ او شيرين گرديد . نشاط وى بازگرديد و تخت مقام و منزلتش استوار شد . همچنين بر كار چيره و عهدهدار آن بود تا امير عميد جاى بهپرداخت و به دنياى ديگر شد . »
پس وزارت خاتون را عهدهدار گرديد . خاتون نزد سلطان جانبدارى از وى كرد تا آنجا كه سلطان وى را به شغل اشراف مملكت برقرار نمود و طوايف به تعظيم او و خدمتكاران و لشكريان به طواف درگاهش اقدام مىكردند . سلطان به قدرى به وى اعتماد داشت كه به خط دست خود به وى نامه مىنوشت و او را بر خشم و خشنودى خود آگاه مىكرد .
سرانجام كمال دل سلطان را بر ارباب مقام و مناصب مشوش ساخت .
تا آنجا كه نسبت به خطير الملك وزيرش هم تغيير رأى داد و سرچشمه گواراى بخت او را گلآلود ساخت و او را از صف همكاران و همجنسان به محبس انتقال داد . خطير را به امير حاجب عمر بن قراتكين سپرد كه او را خارج كند و اموالش را به ديوان ملحق نمايد . مؤلف گفت : ابو طاهر خاتونى به پارسى دو بيت به نظم درآورده كه من آنها را به عربى ترجمه كردهام :
وزير ما خرى بود و سقط شد * به كشور زين سقط گشتن خلل نيست
ولى در اين بزرگان زمانه * چنين خر را يقين مىدان بدل نيست
شمس الملك عثمان فرزند نظام الملك در حبس وزير هفت سال سركرد . او را آزاد كردند تا با وزير بگناهانش مقابله كند . حبس اين يك موجب گشايش و رهائى ديگرى شد و با رفتن خطير به محبس شمس الملك از آنجا خارج شد . سلطان امراء دولت و رؤساى ديوانها را جمع كرد و با آنان در انتخاب وزيرى كه كارها را به وى واگذار كند گفتگو كرد .
انوشروان گفت : همه ارباب مناصب اتحاد كردند بر اينكه از روى