« ما درين عرصه شطرنج يك پياده را بدست نياورديم ولى دو قلعه محكم به حريف تسليم گرديدند »
مؤلف گفت : سپاهيان كه خواستار صلاح حال خود بودند بركيارق را رها كرده و به عم او تتش گرويدند . تتش در اصفهان قرار گرفت . در اصفهان از بقاياى حكومت خاتونى جماعتى مردم قدرتمند بودند . تتش اينان را در حبس و زجر افكند به حدى كه برخى از محبوسان در زنجير مردند و بعضى براى حفظ نفس مال خود را از دست دادند .
مؤلف گفت : خطه خراسان نيز مشوش بود . ميان دو فرزند آلب ارسلان يعنى بورى برس و ارغو زدوخورد بود .
مؤيد الملك ابو بكر عبيد اللّه فرزند نظام الملك از خراسان به اصفهان فرار كرد . درين هنگام او را شايسته وزارت ديدند و بر وى خلعت وزارت را به تمام و كمال بپوشاندند و با اين كار كشور بار ديگر پس از برگريز خزان سرسبزى بهار را دريافت كرد . مؤيد الملك هم اهل شمشير و سپاهى بود و هم خداوند قلم و نويسندگى در دو زبان پارسى و عربى دانا بود :
« مقامهاى او كه ميان نيزهها و شمشيرهاى برنده قرار داشت محترم بود . او باك نداشت كه آيا بر تخت مىميرد يا بر پشت اسب از دنيا مىرود . »
در فرزندان نظام الملك شايستهتر ازو نبود . او يگانه روزگار بود و در شعر و نثر گويا و بليغ بود . او به كار نشست درحاليكه شيرازه كار از هم گسيخته بود .
رسوم زشت را برانداخت و طومارش را درنورديد . مهر او عبارت الحمد للّه على النعم ( سپاس خدا را به نعمتهايش ) بود . مؤيد الملك متوجه جنگ با تتش شد . به مجد الملك ابو الفضل كه درين هنگام در اصفهان گوشهنشين بود گفت : برپاخيز و با من مساعدت كن . مجد الملك پاسخ داد برو با تائيد خدا پيكار كنيد ما در اينجا نشستهايم چون پيكار برپا شد تتش در ميدان جنگ شكسته و كشته شد . در كشور
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٩٦