و كار سلطنت بمراد بركيارق تمام شد .
وزارت عز الملك ابو عبد الله حسين بن نظام الملك
مؤلف گفت : عز الملك مردى به افراط شرابخواره بود و همواره مست مىنمود . نه تدبيرى صحيح و نه فكرى نافذ داشت . از شايستگى و لياقت بدور بود اما به گمراهى نزديك شد . از اخلاق عالى خالى بود و به ناتوانى و سستى معروف گرديد . هنگامى كه كار كشور بر اثر نبودن نظام - الملك به هرجومرج گرائيد گمان كردند كه با آوردن و وزير نمودن يكى از فرزندان نظام الملك و احترام و توقير از وى كارها به نظام مىشود .
پس عز الملك را ازينرو وزارت دادند . سجع مهر او احمد اللّه و اشكره ( خدا را سپاس و ستايش مىكنم ) بود . عز الملك برادرى خردسال بنام عبد الرحيم داشت . منصب طغرا را به وى دادند و با خود گفتند كه تصدى طغرا به دانشى حاجت ندارد و اصولا طغرا عبارت از كشيدن خطى قوسى برنامهها و فرمان هاست . استاد على بن ابى على قمى وزير گمشتگين بود و اين گمشتگين در روزگار پيش اتابك و معلم بركيارق بود .
چون بركيارق به سلطنت نشست فرمان گمشتگين و حكم وى كارگر شد درست مثل اينكه با بركيارق در سلطنت شريك بود . استاد على قمى درين ايام عهدهدار مقام استيفاء گرديد . در تصدى كسانى كه در اين ايام دست به كار بودند جنايتها و كارهاى زشت واقع گرديد . اگر درين ايام اتفاقا كارى درست و اصلى صحيح مىگذشت تنها محصول لياقت و خبرت استاد على بود زيرا وى با فكرى استادانه و تدبير به كارها مىنگريست . ديگر صاحب منصبان چون بتها بودند نه ضرر مىرساندند و نه مىتوانستند سودى