تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
سلطنت برداشته شد و با او بيعت كردند . زيرا ، مادرش تركان خاتون در روزگار ملكشاه متنفذ و مستولى بود . چون ملكشاه درگذشت امور بفرمان خاتون مىگذشت زيرا اميران و وزيران همگان بر كشيدگان خاتون بودند و بناچار فرزند او را به سلطنت اختيار كردند . بعلاوه شخص خاتون خود پادشاه‌زاده بود و طبق مراسم تركان اولاد وى بر ديگر اولاد متوفى مرجح مىبود . گذشته ازين مطالب از فرزندان ملكشاه در بغداد بهنگام درگذشت سلطان فرزندى جز محمود خردسال حاضر نبود لذا با او بيعت كردند و به جانب اصفهان كوچ نمودند و او را بر تخت نشاندند و اموال خزينه را بيرون آوردند و ذخيره‌هاى كهنه و نو را به فرمان تركان خاتون متفرق ساختند . مؤلف گفت : در ابتداى كار سلطان محمود غلامان نظام الملك تاج - الملك را كشتند زيرا وى را كه وزير خاتون و فرزندش محمود بود آماده رفتن به اصفهان و اداره امور ديدند بنابرين غلامان نظاميه از طاعت سلطانى خارج شدند و به اتفاق بركيارق به جمع سپاهى مشغول گرديدند و به رى رفتند مطلبى كه آنانرا برينكار تشويق كرد كينه قديمى بود كه در دلها از تاج - الملك داشتند زيرا مرگ نظام الملك را به وى نسبت مىدادند . در ابتداى اين كار مستظهر باللّه بر مسند خلافت بود و از وى بيعت براى سلطنت سلطان محمود گرفتند . پس بركيارق به محاصره اصفهان دست زد . كسى از صاحبان مقام با وى نبود زيرا تمام بزرگان در محاصره افتاده بودند . جماعتى مردم غير معروف كه در هر كار خود را داخل مىكنند با بركيارق هم‌كارى نمودند و گرد وى اجتماع كردند . مادر بركيارق زبيده خاتون درين هنگام در اصفهان بود چون از قصد فرزند براى رسيدن به سلطنت آگاه شد با حفظ شرم به مسافرت پرداخت . هنوز سال بپايان نرسيده بود كه سلطان محمود و مادرش به سراى ديگر شدند