فاصلهء آن را تا سال حاضر معلوم كند وحاجتش به همين برگزار مىشد واگر به مدتي بيش از 12 سال حاجت داشت ، مانند سن أولاد وتاريخ ازدواج وفوت پدر وأمثال آن باز ضبط سه يا چهار دورهء دوازدهساله كافى بود .
بعضي مردم وطوايف ديگر تعيين تاريخ از جلوس پادشاه عهد خويش مىكردند وهر كس مىتوانست حوادث خصوصي زندگى خود را با سال سلطنت يك يا دو سه پادشاه معاصر خود ضبط نمايد . عرب پيش از اسلام به واقعهء مشهوري كه نزديك به عهد آنان اتفاق افتاده اشاره مىكردند وحوادث را بدان مىسنجيدند ، چنان كه گفته « عام الفيل » يعنى آن سال كه لشكر حبشه آهنگ مكّه كردند ، وبعثت خاتم أنبيا صلّى اللّه عليه وآله ، در سال چهلم عام الفيل بود .
امّا آن قوم وملتى كه تمدن عظيم داشتند وحوادث گذشته تأثير عظيم در زندگى آيندهء آنان داشت احتياجشان منحصر به ضبط وقايع يك نسل معاصر نبود ، بلكه كارهاى گذشتهء نسلهاى پيش در نظر ايشان ارزش داشت وبه ضبط آن عنايت مىنمودند ، لذا مبدئى معين كردند كه بتوانند قرنها را بدان بسنجند ؛ چنان كه مسيحيان تاريخ ميلاد مسيح عليه السّلام ، ومسلمانان تاريخ هجرت پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله ، را براي ضبط صدها وهزارها سال انتخاب كردهاند .
بابليان آغاز سلطنت بخت نصر ويونانيان ظهور إسكندر را مبدأ قرار دادند وصدها سال همان مبدأ تاريخ بود . منجمين لازم است تواريخ وفواصل ميان دو حادثه را با دقت كامل چنان معين كنند كه احتمال زيادة ونقصان يك روز هم در حساب چند قرن راه نيابد واين دقت ، چنان كه خواهيم گفت ، جز در حساب سال قمري به روش اسلامى يا سال رومى اسكندرانى صورت نمىبندد ، مثلا منجمى بخواهد مقدار سير كوكبى را به طور وسط معين كند ناچار بايد فاصلهء دو حالت متشابه ومتوالى يا بيشتر آن را بر حسب روز وساعت به دقت بداند وتعيين آن ، مورد حاجت أقوام نيمه متمدن نيست ، لذا به ضبط وثبات تاريخ گذشته علاقة ندارند وبيش از آنكه حاجت آنى زندگى حاضر خود را بگذرانند به چيز ديگر نمىانديشند واز اينكه حساب گذشتهء آنان گم شود واز تواريخ وقايع اسلاف خود بىاطلاع گردند بيم ندارند ، چون از آنكه شمارهء سالها وماههاى پيشين درهم آميخته يا از هم گسيخته شود زيانى نمىبينند . اكنون بايد فرق ميان سال شمسي وسال قمري را از جهت حفظ تاريخ ونظم آن بدانيم .
رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة 3796
مساهمون: رضا مختاري
ص٣٧٩٦