قرار دارد وهر دو ( نور وسايه ) مستقيم ودر امتداد همديگرند واين خط تابش وسايه ، هميشه وبر خلاف جهت مدار حركت زمين يعنى جهت قطبين شمال وجنوب است « 1 » .
2 . واضح است كه هر شبانه روز كره زمين عبارت است از يك دور به دور خود چرخيدن وتكميل اين شبانه روز واين 24 ساعت به يك دور كامل زمين است وواضح است روز كره زمين عبارت از آن است كه تمام سطح كره زمين ( به مقدار تقابل نور ) در اين تابش روز وارد شده وخارج شود وشب هم در كره زمين عبارت از آن است كه تمام نقاط كره زمين از آن سايه هميشگى پشت كره زمين رد شود . پس هر روز 24 ساعت وهر شب 24 ساعت است با هم ، وهر نقطه ومنطقه كه وارد منطقه تابش شود روز آن شروع وچون خارج شود روز آن تمام ووارد شب مىشود .
پس معلوم مىگردد اگر در منطقهاى از زمين روز به سرآمد ، روز آن منطقه به سر آمده ولى هنوز روز در كره زمين هست همانطور كه اگر شب در منطقهاى پيدا وسپس رخت بر بست ، شب كره زمين به پايان نرسيده است ويك روز در تمام كره زمين آن هنگام تمام مىشود كه تمام مناطق كره زمين از منطقه تابش نور رد شود ، همانطور كه شب در تمام كره زمين آن هنگام به پايان مىرسد كه تمام مناطق كره زمين نيز در سايه خود زمين عبور نموده وبه تابش دوم برسد . وما بدين جهت گفتيم كه هر شب 24 ساعت وهر روز 24 ساعت است ، امّا توأمان وبا همديگر واندر هم ، بدانسان كه دائما روز داخل شب وشب داخل روز مىشود ويا به تعبير ديگر با سرعت هر دقيقه قريب 28 كيلومتر ( البتة در طول خط استوا ) دائما شب داخل روز وروز داخل شب مىگردد .
از اينجا مطلبي بسيار مهم براي ما روشن مىشود كه اگر در لسان شرع مقدّس ويژگى خاصّى براي شبى يا روزى وارد شده است آن ويژگى مربوط به همه كره زمين و 24 ساعت است ، هرچند كه استفاده وبهره برى مردم از آن ويژگى شرعي ممكن است مخصوص به مقدارى از اين 24 ساعت باشد . مثلا شب قدر 24 ساعت است ، ولى چون
هامش
( 1 ) تابش مستقيم خورشيد وسايهء آن هميشه تا مدار 5 / 23 درجه در شمال خط استوا - يعنى رأس السرطان وأوج خورشيد - وبه همين مقدار در سمت جنوب خط استوا - يعنى رأس الجدى وحضيض - بيشتر ارتفاع وانخفاض ندارد وهيچگاه به جانب قطبين گرايش مستقيم ندارد ، يعنى قطبين تحت خط تابش وسايهء مستقيم قرار نمىگيرد ( على زماني قمشهاى ) .