تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة 2974

مساهمون:

ص٢٩٧٤
جمع زماني بين هر دو است نه با تقدّم ونه با تأخّر چون ظهور هر دو جملهء
يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ
و
يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ
در فعليت وتحقّق است واگر تاكنون فكر مىكرديم كه مقتضاى تعاقب وتداوم مستمر پشت سر هم آمدن شب وروز نيز ايلاج شب در روز وايلاج روز در شب است گرچه اين مطلب يعنى تعاقب الليل والنهار مسلّم است ولى آن هنگام كه ايلاج الليل في النهار است ديگر ايلاج النهار في الليل نيست وآن هنگام كه ايلاج النهار في الليل است ديگر ايلاج الليل في النهار نيست ، امّا اكنون مىگوييم كه اين مطلب دائمي ودر هر زمان به طور فعليّت واستمرار وهمسانى وتوأمان ايلاج الليل في النهار وايلاج النهار في الليل است ومعناى آية بسيار روشن وواضح است وتفسير آية كريمه ربطى به زيادة ونقيصه شب وروز وادخال نقصان يكى در ديگرى ويا اتيان يكى بدل از ديگرى ندارد واين دو معنى را در همه تفاسير مىبينيم وحال آنكه مخالف با ظاهر آيهء شريفه است . شاهدي لطيف بر اين كلام ما آيهء شريفه پنجم از سورهء زمر است :
خَلَقَ السَّماواتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهارِ وَيُكَوِّرُ النَّهارَ عَلَى اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى أَلا هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ
« 1 » ؛ آسمانها وزمين را به حق بيافريد . شب را بر روز داخل مىكند وروز را بر شب . وآفتاب وماه را رام گردانيد وهر يك تا زماني معين در حركتند . آگاه باش كه اوست پيروزمند وآمرزنده . بويژه با معناى طرح الشيء بعضه على بعض كه هميشه پاره‌اى از يكى را بر ديگرى مىاندازد يا بر ديگرى مىپيچد . اين معناى تكوير كاملا مطابق است با آنچه عرض شد وديگر نيازى به تأويل وتوجيه ندارد . وهمينطور معناى آيهء شريفه
يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً
« 2 » ؛ مىپوشاند شب را به روز وروز شب را دنبال مىكند با كمال سرعت .
هامش
( 1 ) زمر ( 39 ) : 5 . ( 2 ) أعراف ( 7 ) : 54 .
رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة 2974 | رضا مختاري / محسن صادقي