عدم تقدّم ماه خاصّى وماه رمضان ، قول به واجب بودن صوم آن قوى است ، لكن قصد مىكند به روزه گرفتن روزهء ما في الذّمة را ؛ خواه ادا باشد در واقع خواه قضا .
چنانچه أحوط جارى كردن احكام ماه رمضان است بر ما هي كه مظنون شود رمضان بودن آن ، مثل وجوب كفّاره در صورت افطار كردن در آن ووجوب متابعت در روزهاى آن واتمام آن سى روز هرگاه هلال معلوم وثابت نشود وبه جا آوردن احكام عيد ، مثل حرام بودن روزه در آن ونماز آن وفطره دادن وغير اينها از احكام .
لكن اينها در صورتي است كه در اشتباه مستمرّ بماند ، بلكه أحوط كفّاره دادن ماه رمضان است ، نيز هرگاه معلوم شود مقدّم يا مؤخّر شدن آن ، هر چند كه سقوط كفّاره بر فرض ظهور تقدّم آن خالى از قوّت نيست . و [ أحوط ] وجوب كفّارهء قضاى ماه رمضان است بر فرض ظهور تأخّر آن هرگاه افطار بعد از ظهر واقع شود .
چنانچه هرگاه ما بين دو هلالي كه ديده شود روزه بگيرد وسى كم باشد ومنكشف شود كه بعد از ماه رمضانى بوده كه سى روز تمام بوده ، واجب است كه قضاى آن روز به جا آورد اگر روزهء أو در شوّال نبوده واگر در شوّال واقع شود دو روز قضا مىكند .
رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة 2429
مساهمون: رضا مختاري
ص٢٤٢٩