گاهى دليل محكوم را توسعه مىبخشد وگاهى محدود مىسازد ودر اصطلاح « تضييق » به وجود مىآورد .
در فنّ أصول فقه دليل حاكم همه وقت مقدّم بر دليل محكوم است از نوع تقديم سيطره وقهر ، بنابراين بايد به مفاد وشرحي كه حاكم از دليل محكوم ارائه مىدهد ، عمل شود نه به مفاد مستقيم دليل محكوم .
مثال براي تحديد وتضييق : در روايت امام صادق عليه السّلام مىخوانيم : « كلّما دخل عليك من الشكّ في صلاتك فاعمل على الأكثر » « 1 » .
ودر حديث ديگر فرموده است : « ليس على الإمام سهو ، ولا على من خلف الإمام سهو » « 2 » .
بنابراين ، دليل دوم دايره شك در حديث اوّل را محدود كرده ومىگويد : مراد از « شك » يعنى بنابر أكثر گذاشتن وقتي است كه در نماز جماعت نباشد .
مثال براي توسعه : حكومت اخبار ( دالّة بر وجوب قضا مانند صحيحهء منصور بن حازم و . . . ) بر اخبار لزوم رؤيت ، يعنى اخبار ياد شده دايرهء لزوم رؤيت را از شهر رؤيت توسعه داده ومىگويد : رؤيت أعم از آن است كه أهل اين ديار وشهر ببينند يا در غير اين شهر ( از شهرهاى نزديك وهم أفق ) هم ديگران ببينند ، از اين رو ملتزم مىشوند به وجوب قضا در اين شهر پس از آن كه رؤيت هلال در شهر ديگر ( نزديك وهم أفق ، نه همهء شهرها ) ثابت گرديد . بنابراين اخبار مطلقه دلالت مىكنند بر تحقق رؤيت در اين شهر تنزيلا وتعبّدا ؛ يعنى تنزيل ونازل منزله قرار دادن رؤيت تعبّدى را مقام رؤيت وجداني ، پس رؤيت وجداني در شهر ديگر به وقوع پيوسته ، ورؤيت تعبّدى به كمك حكومت وتوسعهء رؤيت ، به شهر ديگر هم سرايت داده مىشود .
انصراف : مشهور بين دانشمندان فنّ أصول آن است كه انصراف وبازگشت ذهن از لفظ مطلق به بعضي از مصاديق ، يا به مصداق بارز وآشكارتر ، ويا به برخى از أصناف معنا ، مانع از تمسّك به اطلاق مىگردد ؛ مثلا در آيهء مباركه مىخوانيم :
وَامْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ
هامش
( 1 ) . تهذيب الأحكام ، ج 2 ، ص 193 ، ح 63 .
( 2 ) . تهذيب الأحكام ، ج 2 ، ص 344 ، ح 16 .