حكم شهرهايى است كه هلال را رؤيت كردهاند . بنابراين ، بلاد متحد الآفاق همه در اين حكم يكسان هستند .
وانگهى اگر خروج از تحت الشعاع ، امرى سماوي وبر همه نقاط كرهء زمين يكسان است - چنان كه صاحبان قول دوم مىپندارند - پس چرا اين سخن را دربارهء كسوف نمىگويند ، حال آن كه خور گرفت هم امرى آسمانى است ، بلكه مىگويند : در هر ناحية كسوف واقع شد مردم همان منطقه بايد به احكام آن ملتزم شوند نه ساير مناطقى كه در آن كسوف واقع نشده است ! پس همان گونه كه نواحي مختلف در كسوف مختلف مىشوند دربارهء رؤيت وعدم رؤيت هلال هم يكسان نيستند .
ادلّهء قول اوّل
موضوعات عرفيّهاى كه موضوع احكام شرعي قرار مىگيرند بايد گستره ، سعة ، ضيق ، اطلاق وتقييد مفهوم آن از عرف گرفته شود ؛ مانند : بيع ، شهر ماه ، روز ، شب ، سال و . . . .
از اين رو ، وقتي شارع مقدس فرمود :
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ . . .
« 1 » ،
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ
. . .
فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ . . .
« 2 » وساير آياتي كه در مقام تشريع احكام است معناى شهر ماه به عرف ارجاع مىشود . از اين رو عرف مردم ، اوّل وقت دخول ماه را با « ديدن هلال » مىداند ، گرچه ساعاتى قبل از تحت الشعاع خارج شده باشد .
افزودن بر اين ، از اخبار مستفيضهء فريقين به تصريح چنين بر مىآيد كه معيار دخول ماه براي روزه ، حج ، عمره ، پرداخت بدهكارى ، سر رسيد اسناد تجارى همه به رؤيت هلال است ، وهمچنين است مستحبات وعباداتى كه در ماههاى رجب ، شعبان ، محرّم ، صفر وساير ماهها وارد شده است .
بنابراين ، پىآمدهاى التزام به خروج ماه از تحت الشعاع وكفايت آن براي همهء كرهء زمين عبارتند از :
1 . دست شستن از احكام دين وپديد آوردن فقه جديد .
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) : 217 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) : 185 .