فصل سوم : لزوم يا عدم لزوم اتّحاد آفاق
پس از دانستن ويادآورى أمور مزبور ، سخن فقها نوعا بر پايهء دو قول استوار است :
1 . گروهى با بهرهگيرى از أصول وقواعد علمي وهيوى بر اين نظرند كه : ادلّهء نقلي ( آيات وروايات اسلامى ) دلالت تامّ بر لزوم اتحاد آفاق ( شهرهاى نزديك به هم ) و « موضوعيّت رؤيت » دارند .
2 . گروه ديگر با استفاده از قواعد وادلّه مزبور معتقدند : اتحاد آفاق لازم نيست وادلّهء نقلي همه طريق به واقع ، كاشف ونشانه از واقعاند واينك توضيح كلام :
قول اوّل : لزوم اتّحاد آفاق
اعتبار علمي : دانستيم كه ملت چين مانند ملت عرب چه در زمان جاهليّت وچه پس از ظهور اسلام ، آغاز ماه قمري را پس از خروج ماه از تحت الشعاع ؛ يعنى از زمان « رؤيت هلال » دانستهاند . اين پديده جز در غروب روز 29 يا 30 اتفاق نمىافتد ، از اين رو شب اوّل ماه قبل از روز اوّل ماه به حساب مىآيد . بنابراين « رؤيت هلال » دخل تام در تحقق ماه هلالي دارد .
به گفتهء منجّمان - به پيروى از خواجة چنان كه خاطر نشان ساختيم - قمر حدّ أقل پس از طي ده درجه كه عبارت از 20 ساعت از اقتران گذشته است قابل رؤيت است . از اين رو وقتي ماه ديده شد ، ماه قبل سپرى ، وماه جديد آغاز گشته است وقطعا حكم شهرها وبلادي كه عوارض طبيعي هم چون : ابر ، كوه بلند ، تپّه وبخار زياد افقشان را پوشانيده در