است ، وآن بر ماه است ، ويكى حساب پارسيان است ، وآن بر آفتاب است ، اين بر فصول باشد وآن بر اهلّه .
آنگه گفت : اين همه بحقّ آفريدم نه بباطل . بحكمت آفريدم نه ببازى
يُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ
تفصيل دهيم آيات را ودلالات را براي قومي كه دانند وانديشه كنند . ابن كثير وأبو عمرو وحفص خواندند :
يُفَصِّلُ
به « يا » ردّا على اسم الله تعالى ، وباقي قرّاء به « نون » على اخبار الله تعالى من نفسه على سبيل التعظيم ، وقوله :
ما خَلَقَ اللَّهُ ذلِكَ
اين أشارت است به خلق دون أعيان ، چه اگر أشارت به أعيان بودى تلك گفتى « 1 » .
. . .
وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهارَ آيَتَيْنِ
گفت : ما شب وروز را دو آيت ودو علامت دلالت كرديم بر وجود ووحدانيّت ما ، وبر كمال قادرى وعالمي ما .
فَمَحَوْنا آيَةَ اللَّيْلِ
بسترديم آيت شب .
. . .
وَجَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً
وآيت روز را بينا كرديم ، يعنى روشن وتابنده .
أبو عمرو بن العلاء گفت : يعنى يبصّر بها ، وهذا من باب : ليله قائم ونهاره صائم . كسائى گفت :
هو من قول العرب : « ابصر النّهار إذا أضاء وصار بحالة يبصّر بها » . بعضي دگر أهل علم گفتند :
« هذا من باب قولهم : رجل مجرب إذا كان ذا إبل جربى ورجل معطش إذا كان ذا إبل عطاش . وقال : كقرية ذي الثلاثة المعطش . ورجل مضعف ، إذا كان أصحابه ضعفاء ، وكذلك النّهار مبصر إذا كان أهله بصراء »
لِتَبْتَغُوا
آنگه غرض پيدا كرد ، گفت : تا طلب كنى در اين روز روشن فضل ونعمت وروزى خداى ،
وَلِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسابَ
وتا بدانى عدد سألها وحساب
وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْناهُ تَفْصِيلًا
وهر چيزى را تفصيل داديم وروشن كرديم روشنكردنى .
عكرمة گفت از عبد الله عبّاس ، از رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كه گفت : خداى تعالى چون چيزها بيافريد ، از نور عرش دو آفتاب بيافريد ؛ اما آنكه در سابق علم أو آن بود كه آفتاب خواهد بودن آن چندان بود كه همه دنيا از مشرق تا مغرب ، وامّا آنچه در سابق علم أو بود كه آن را نخواهد كردن تا ماه شود ومحو كند نور آن آن را دون آفتاب آفريد در جرم وبراي آن ما كوچك مىبينيم آن را كه مسافت بس بعيد است . واگر خداى نور ماه بر حدّ نور آفتاب رها
هامش
( 1 ) . روض الجنان ، ج 10 ، ص 97 - 100 .