كردى ، مردم شب از روز نشناختندى ، ومزدور ندانستى كه از كي تا كي كار كند ، وروزهدار ندانستى كه از كي تا كي روزه دارد ، وزن ندانستى كه عدّه چند گاه دارد ، ومسلمانان ندانستندى كه وقت نمازشان كي باشد ووقت حجّشان كي باشد ، ووامدار ندانستى كه حلول اجل أو كي باشد ، وندانستندى كه وقت زرع وحصادشان كي باشد ، وندانستندى كه كي بياسايند وكي طلب روزى كنند . خداى تعالى به حسن نظرش براي بندگان جبريل را بفرستاد تا پرّ خود سه بار بر روى ماه بماليد تا روشنايى أو با اين مقدار آمد كه مىبينند تا شب از روز جدا شود ، وذلك قوله :
وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهارَ آيَتَيْنِ
الآية . « 1 »
4 . منهج الصادقين ، للمولى فتح الله الكاشاني قدّس سرّه ( م 988 ) :
هُوَ الَّذِي
أو است خداوندى كه به قدرت كامله
جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً
گردانيد آفتاب را خداوند روشنى . ضياء مصدر است چون قيام ، ويا جمع ضوء است چون سياط وسوط ، وياء در أو منقلب از واو ، يعنى خداوند روشنيها
وَالْقَمَرَ نُوراً
وماه را خداوند نور . وتسميهء قمر به نور جهت مبالغه است واين أعم از ضوء است ، وگويند كه آنچه بالذاتست ضوء است وآنچه بالعرض است نور ، وحق تعالى به اين تنبيه فرموده بر آنكه شمس نيّر است في حد ذاتها ، وقمر نيّر است به عرض مقابله شمس واكتساب نور از آن ، يعنى به مقدار مقابلهء أو با شمس نيّر مىشود چنان كه در علم هيئت مبيّن شده
وَقَدَّرَهُ
وتقدير كرده براي مسير هر يك از شمس وقمر
مَنازِلَ
منزلها بر فلك بعد از مسير ايشان ، وأكثر بر آنند كه ضمير راجع به قمر است ، يعنى تقدير كرد براي سير قمر منزلها ، كقوله :
وَالْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ
« 2 » . ومنازل آن بيست وهشت است بر عدد شبهاى ماه غير از دو شب محاق . . . .
وبروج دوازده است حمل وثور تا آخر ، واين منازل ماه وآفتاب وزهره ومشترى ومريخ وزحل وعطارد است ، وحق تعالى مقام اين كواكب سبعهء سياره را در اين بروج مختلف گردانيده ، ماه در هر برجى دو روز وثلثي از روز بود ، ومنازل مذكوره را در بيست وهشت روز قطع كند ، وآفتاب در هر برجى يك ماه باشد ومنازل مزبوره را به يك سال وهشت روز قطع كند ، وآفتاب در هر برجى يك ماه باشد ومنازل مزبوره را به يك سال قطع نمايد ، وعطارد در هر برجى ده روز بماند ، وزهره در هر يك از آن بيست وپنج روز ،
هامش
( 1 ) . روض الجنان ، ج 12 ، ص 196 - 197 .
( 2 ) . يس ( 36 ) : 39 .