تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة مقدمه 127

مساهمون:

صمقدمه ١٢٧
در اين بين ، شنيده شد آية الله كاشاني وارد مكّه شده‌اند ، جمعى ساده‌لوح از اين جهت خوش‌حال واميدوارند كه ايشان مىتوانند اختلاف را حل كنند يا حكومت را از رأيي كه داده منصرف سازند يا حجّاج را براي تكرار عمل آزاد گذارند ! براي ملاقاة ايشان از منزل بيرون آمديم . از كاسب ومأمورين دولت سراغ ايشان را مىگرفتيم . با آنكه أيام حج ، همهء شخصيتها در مكّه تحليل مىروند ، اما ورود ايشان براي عموم محسوس بود ! ما را به ادارهء امن عام راهنمايى كردند . از مسجد الحرام عبور كرديم واز رئيس اداره ، محل آية الله را پرسيديم ، أو شرطه‌اى را با ما همراه كرد ؛ نزديك يكى از درهاى بيت ، اتاقهايى است كه مقابل آن عده‌اى نظامى ايستاده‌اند . از پله‌ها بالا رفتيم ووارد اتاق شديم . آية الله كنار درهايى كه مشرف به خانه است نشسته‌اند . معلوم شد از همانجا ما را مىديدند وانتظار داشتند . پس از احوالپرسى ، راجع به اختلاف ماه با ايشان بحث كرديم . بعضي همراهان ايشان گفتند : ماه در شب جمعه ، در بعضي نقاط إيران ديده شده . بعضي هم ادعاى رؤيت نمودند . در اين بين چند نفرى كه از طرف ايشان به ملاقاة وليعهد سعودى رفته بودند ، از وضع ملاقاة وتشريفات صحبت مىكردند . منتظر بوديم بدانيم از اين ملاقاة براي أمور بين المللى - اسلامى يا اصلاح امر حاج وحجّاج إيراني چه نتيجه‌اى گرفته‌اند ، ولى بيشتر تعريف اتاق وخانه وكيفيت پذيرايى بود ! . . . ظهر شد وبانگ اذان از دل مسجد الحرام برخاست ! دواير صفوف ، در مدت چند دقيقه ، پشت هم منظم گرديد . مسجد تا راهروها پر شد . بعضي از مأموران كه وظيفه‌شان مراقبت از آية الله بود ، از همين جا اقتدا كردند . به جا بود ، چنانكه در دستورات ائمهء طاهرين عليهم السلام هست ، ما هم به صف جماعت مىپيوستيم ! ولى نشستيم تا نماز تمام شد . بعضي از مأموران با تعجب نگاه مىكردند . از آية الله درخواست نمودم كه بلا فاصله براي نماز برخيزند وايشان برخاستند . عده‌اى از حجّاج إيراني هم با ما به راه افتادند . مأموران انتظامى سعودى هم راه باز مىكردند . وارد مسجد شديم . عده‌اى از حجّاج مصرى وغير مصرى ايستاده ، تماشا مىكردند . ما مشغول نماز شديم . حجّاج آية الله را به يكديگر نشان مىدادند ؛ از اين توجه واحترام ونام وآوازه براي نزديكى مسلمانان واز ميان رفتن سوء تفاهمات ، استفاده‌هاى خوبى ممكن بود برده شود ، ولى ايشان دچار نقاهت وفشارهاى فكرى بودند . اطرافيان عاقل وصالح ايشان هم در اقليت بودند . . . .
رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة مقدمه 127 | رضا مختاري / محسن صادقي