براي وقوف به عرفات بروند . ملك از اين تقاضا سخت متغيّر شده به رئيس شهربانى دستور داده بود نويسندگان عريضه را گرفته ، حبس نموده ، سخت مجازات كند وبه قرارى كه رئيس شهربانى مىگفت اين موضوع را به طور مناسبى حل كرده بود .
اين جانب چون در ميهمانخانهء بأنك مصر منزل داشتم ، با حجّاج مصرى مطابق محل ، به منا وعرفات رفته ، مناسك حج را انجام دادم ، ولى معلوم شد كه با تمام اين مقدمات ، عدهء خيلى زيادى از حجّاج إيراني وشيعيان عراقي روز چهار شنبه را نيز كه مىبايستى همه به منا مراجعه كرده باشند به عرفات رفتهاند .
رئيس ادارهء شهربانى حجاز اظهار مىداشت كه بعد از ظهر روز مزبور ملك با كمال تغيّر وخشم به وسيلهء تلفن به أو آگهى داده بود كه اطلاع پيدا كرده است عدهاى از حجّاج إيراني به عرفات رفتهاند ودستور داده كه فورا به هر وسيله كه شده آنها را بازگرداند ونامبرده با عدهء زيادى سرباز بدانجا رفته ، مشاهده نموده بود كه مانند روز وقفه عدهء خيلى زيادى در آنجا هستند . با زحمت زياد آنها را راه انداخته بود ، ولى آنها بدان اكتفا ننموده به مشعر الحرام نيز رفتند ، از آنجا هم با سختى فوق العادة آنها را به منا فرستاد وبه قرارى كه خودش مدعى بود به ملك گفته بود اين عده مخالفت با اجماع ننمودهاند وبراي وقوف مجدد به عرفات نرفتهاند بلكه نظر به نداشتن وسيله ، مجبورا در عرفات ماندهاند . در هر صورت اين حركت خيلى در ملك ابن السعود ورجال متعصّب كشور عربى سعودى اثر بدى باقي گذارده بود وآن را به شكل توهين شديدي تلقى نموده ، كينهء آن را در دل گرفته ، به فكر انتقام بودند .
بعد از مراجعت حجّاج از منا وپايان مناسك حج شنيده شد يك نفر از حجّاج إيراني را به عنوان اينكه حرم مطهر مكّهء معظمه را ملوث نموده ، گرفته وبين صفا ومروه در مقابل ادارهء شهربانى كتبسته حاضر وپس از قرائت حكمي ، أو را با شمشير سر بريدهاند ! أمير الحج مصر نيز مرا ديد ، راجع به اين موضوع بازجويى نموده ، مىپرسيد اين شخص از كدام دسته از شيعيان است ؟
رفع اشتباه ايشان را نموده ، تأكيد كردم كه هيچ عاقلى نبايد به سخن عدهاى جاهل ومتعصب گوش بدهد يا اين اتهامات باطل را باور كند . . . . « 1 »
هامش
( 1 ) . اسناد روابط إيران وعربستان سعودى ، ص 99 - 102 .