تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانش جغرافيايى مسلمانان : تاريخچهء آراء ، مكاتب ، آثار و نقشه هاى جغرافيايى در تمدن اسلامى — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
بلخى است كه شايد اصليترين جغرافيدان مسلمان در آن عصر باشد . او در كتاب احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم خود شرحى منظم از جغرافيا و جنبه‌هاى فرهنگى هريك از ولايات جهان اسلام آورده است . وى ترتيب ولايات را تغيير داد و نقشهء دوازده ولايت را كشيد ، و مدعى شد كه بر مبناى تجارب خود و اطلاعات به دست آمده از ملّاحانى كه ملاقات كرده است ، نقشهء دقيقترى از درياى پيرامون عربستان كشيده است . « 1 » بدين ترتيب ظاهرا جغرافيدانان مكتب بلخى همواره مىكوشيدند كه كيفيّت نقشه‌هاى اسلاف خود را بهبود بخشند . سنّت جديد در نقشه‌نگارى ، چه از نظر نگرش و چه از نظر محتوا ، با سنّت يونانى - اسلامى تفاوت داشت ، و در واقع مىتوان آن را بازتابى از ديدگاههاى سياسى مسلمانان در آن زمان دانست . در مقايسه با نقشه‌هاى يونانى - اسلامى كه عراق را معمولًا در اقليم مركزى ( يعنى چهارم ) قرار مىدادند ، مكتب بلخى در نقشه‌هاى عالم ، مكّه را در مركز نقشه نشان مىدهد . وجه مميزهء جالب توجه ديگر اينكه در اين نقشه‌هاى كروى شكل عالم ، جنوب در بالا و شمال و در پايين قرار گرفته است ، و براى اين كار نيز دلايل دينى آورده‌اند ( شوكت « 2 » بر اين اعتقاد است كه جغرافيدانان به احترام شهرهاى مكّه و مدينه در جزيرة العرب ، كه وراى آن سرزمينى وجود نداشت ، جنوب را بالاى نقشه‌هاى خود قرار دادند ) . در اينجا نيز اقيانوس محيط ، گرداگرد خشكى را فرا گرفته و تقريبا تمام ربع جنوبى كرهء زمين ، به پيروى از نظر يونانيان دربارهء « سرزمين
هامش
( 1 ) .al - Mukaddasl , ed . M . J . deGoeje , BGA , iii , Leiden , 1877 , 10 - 11( 2 ) . شوكت ، ص 21 ، حاشيهء 3