تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانش جغرافيايى مسلمانان : تاريخچهء آراء ، مكاتب ، آثار و نقشه هاى جغرافيايى در تمدن اسلامى — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
حدود 310 تأليف شده ، ولى بعدها از ميان رفته است . « 1 » البته بعيد است كه اين نقشه‌ها را او كشيده باشد ، زيرا او در آثار خود از ترتيب بطلميوسى هفت اقليم متابعت مىكرد . از جملهء نخستين آثارى كه در اين قرن به زبان فارسى در زمينهء جغرافيا تأليف شد ، كتاب حدود العالم ( تأليف 372 ) است كه مؤلف آن ناشناخته است . بنا به گفتهء مينورسكى ، مؤلف « بر مبناى نقشه‌اى متقدم » احتمالًا شكل اصلاح شدهء نقشه‌هاى ابو جعفر خازن ، كار خود را آغاز كرده و ظاهرا كيفيت آنها را بهبود بخشيده است . ولى نقشه‌اى كه مؤلف ناشناس بر روى آن كار كرد ، در دست نيست ( مينورسكى نظر خود را بر پيشنهادى از جانب بار تولد مبتنى ساخته است دالّ بر اينكه كتاب بلخى در جغرافيا شايد در واقع توصيفى دربارهء نقشه‌هاى ابو جعفر خازن بوده است ) . « 2 » بعيد نيست كه اين نقشه به سنت مكتب بلخى تعلق داشته است . بيرونى بود كه مفاهيم تازه‌اى در جغرافياى طبيعى وارد كرد و اين مفاهيم به نوآوريهايى در نقشه‌هاى عالم ، كه از آن پس به دست نقشه‌نگاران مسلمان كشيده شده است منجر گرديد . او نخستين كسى بود كه نظريهء ارتباط اقيانوس هند را با اقيانوس اطلس از طريق تنگه‌هايى در جنوب جبال القمر ، منابع معهود رود نيل ، پيشنهاد كرد . استدلال او بر اين مبنا بود كه همانطور كه اقيانوس هند ( بحر الكبير ) در سمت شرق به داخل قارهء شمالى ( آسيا ) نفوذ كرده و در بسيارى از جاها
هامش
( 1 ) .MappaeArabicae , Stuttgart 1931 , IslamAtlas , Bandv , Tafel 66 - 70 , 72 V . 73 r( 2 ) . حدود العالم ، ترجمه ، ص 18 ، زير نويس 5 ؛ نيز همان ، ص پانزده براى نظر مينورسكى
دانش جغرافيايى مسلمانان : تاريخچهء آراء ، مكاتب ، آثار و نقشه هاى جغرافيايى در تمدن اسلامى — صفحة 74 | فرانتس تشنر / مقبول احمد / محمد حسن گنجى / عبدالحسين آذرنگ