است . بخشى از اين تفاوتها و نظاير آنها ، مولود اطلاعات دقيقترى است كه جغرافيدانان و نقشهنگاران مسلمان دربارهء آسيا و افريقا داشتند . از اين گذشته ، منجمّان مسلمان ادوار بعد ، جدولهاى نجومى يونانيان و نيز مسلمانان متقدم را بر مبناى رصدهاى خود تصحيح كرده بودند ، و اين خود على القاعده نقشهنگاران را در كشيدن نقشههاى دقيقتر يارى داده است . « 1 »
در قرن چهارم ، ابو الحسن بن يونس ( متوفى 399 ) ، به اتفاق حسن بن احمد مهلّبى ، نقشهاى از عالم براى عزيز خليفه فاطمى ( حك : 365 - 386 ) تهيه كرد . اين نقشه بر روى پارچهء ابريشم تسترى رسم گرديده و با رشتههاى طلا و رنگهاى مختلف روى ابريشم بافته شده بود .
اقليمها و كوهها و رودها و شهرها و درياها و شاهراههاى مختلف روى آن مشخص ، و مكه و مدينه به صورتى متمايز از نقاط ديگر نمايانده شده بود . هزينهء اين نقشه به 22000 دينار بالغ شد . گذشته از اختلافاتى در ساحل جنوب شرقى عربستان و ساحل شمالى افريقا ، اين نقشه با نقشهء خوارزمى مطابقت داشت . « 2 »
در همين قرن بود كه ابوزيد احمد بن سهل بلخى سنّتى نو در نقشهنگارى اسلامى پايهگذارى كرد كه بر نقشهنگاران متأخر اثرى ژرف برجاى گذاشت و به مطلوبترين شيوهء نقشهنگارى در دنياى اسلام تبديل شد . بلخى ، جغرافيايى از دنياى اسلام تأليف كرد . در اين كتاب ، كه صور الاقاليم نام دارد ، هر يك از ولايات مختلف را « اقليم » ناميده و به نقشههايى است كه مؤلف از ولايات مختلف كشيده و در آن حدود
هامش
( 1 ) . براى جزئيات آن - شوكت ، ج 2 ، ص 5
( 2 ) . همان ، ص 12 - 13