تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانش جغرافيايى مسلمانان : تاريخچهء آراء ، مكاتب ، آثار و نقشه هاى جغرافيايى در تمدن اسلامى — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
جغرافيايى را در نقشه‌هاى خود به صورت خطهاى مستقيمى كشيده‌اند كه گويى بر سطح مستوى قرار دارد ، و به شكل كروى زمين توجه نداشته‌اند . بيرونى ( متوفى 442 ) ، ضمن انتقاد از مرينوس براى برخى مفروضات در نقشهء او از كرهء زمين ، و نيز از بتّانى در خصوص تعيين جهت قبله ، مىگويد كه « ايشان دايره‌هاى نصف النهار را در حكم خطهاى مستقيم ، تلقى كرده‌اند ، و ازينرو به چنين خطاى فاحشى دچار شده‌اند » . « 1 » زهرى نيز از دانشمندانى كه الصورة المأمونيه را تهيه كردند انتقاد مىكرد ، زيرا ، به گفتهء وى در حالى كه شكل زمين كروى است آنها نقشهء زمين را به پيروى از شيوهء معمول در ساختن اسطرلاب بر سطحى مستوى كشيدند . « 2 » ضمنا ، گرچه در نقشه‌هاى بطلميوسى عالم مسكون به هفت اقليم ( و 21 مدار در شمال خط استوا و چهار مدار در جنوب آن ) تقسيم شده است ، در نقشه‌هاى يونانى - اسلامى تنها تقسيم‌بندى كلّيتر به اقاليم هفتگانه مراعات شده و تقسيم‌بندى فرعى به مدارات كنار گذاشته شده است . مطلب سوم ، تفاوتهاى ميان نقشه‌هاى بطلميوسى و يونانى - اسلامى از نظر مشخصات طبيعى است . مثلًا اقيانوس هند در نقشه‌هاى بطلميوسى به صورت دريايى محصور نشان داده شده است ، حال آنكه نقشه‌هاى يونانى - اسلامى آن را در جنوب شرقى با اقيانوس كبير ( « اقيانوس محيط » ) مرتبط دانسته‌اند . سيلان نيز در نقشه‌هاى يونانى - اسلامى به مراتب كوچكتر از آن است كه در نقشه‌هاى بطلميوسى نمايانده شده
هامش
( 1 ) . - بيرونى ، كتاب تحديد نهاياة الاماكن لتصحيح مسافاة المساكن ، و ترجمهء انگليسى آن از جميل على ، بيروت 1966 ( 2 ) . ص 304
دانش جغرافيايى مسلمانان : تاريخچهء آراء ، مكاتب ، آثار و نقشه هاى جغرافيايى در تمدن اسلامى — صفحة 69 | فرانتس تشنر / مقبول احمد / محمد حسن گنجى / عبدالحسين آذرنگ