تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
گفت : « مَهر چه مىدهى ؟ » گفتم : « ردايم را » - تا آنجا كه گفت : - « تو و ردايت براى من بسنده‌ايد » و من سه روز با او بودم تا آنگاه كه رسول‌خدا ( ص ) فرمود : « هر كس حقى برعهده اين زنان دارد ، زنانى كه متعه شده‌اند ، آن را به ايشان ببخشد و آزادشان بگذارد » « 1 » . و از « ابىسعيدخُدرى » گويد : « ما در زمان رسول‌خدا ( ص ) با دادنِ جامه به عنوان مَهر متعه مىكرديم » . و از « اسماء » دختر ابىبكر ، گويد : « آن را در زمان رسول‌خدا ( ص ) انجام داديم » . و از « جابر » گويد : « ما در زمان رسول‌خدا ( ص ) و ابىبكر و عمر ، با بخشيدن مقدارى خرما و آرد ، متعه مىكرديم ، تا آنكه اواخر خلافت عمر « عَمروبن‌حُرَيث » زنى را متعه‌كرد و او آبستن شد و خبرش به عمر رسيد و آن را ممنوع‌كرد » « 2 » . و در روايتى ، گويد : « عمروبن‌حوشب دخترى باكره از قبيله بنىعامر بن لُؤَى را متعه كرد و او آبستن شد و عمر گفت : « چرا برخى كه متعه مىكنند دو نفر عادل را گواه نمىگيرند ؟ هر كس متعه كند و دليل و بينه نداشته‌باشد ، او را حدّ مىزنم ! » و مردم از او پذيرفتند » « 3 » . و در روايتى ديگر ، گويد : « ربيعة بن اميَّه ، دخترى غيرعرب را با شهادت دو زن متعه كرد و او آبستن شد و عمر به منبر رفت و گفت : « اگر پيش از اين ممنوع كرده‌بودم ، اينك رجم مىكردم ! » . و در روايتى ديگر ، گويد : « سلمهًبن‌اميّه ، كنيز حكيم‌بن‌اميه را متعه‌كرد و او بچه‌دار شد و اين بچه را نپذيرفت و عمر متعه را ممنوع‌كرد و گفت : اگر مردى را پيش من آورند كه زنى را متعه كرده‌باشد ، اگر مُحصِن ( مردى
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، ص 1024 ، حديث 1406 ( 2 ) . همان ، ص 1023 ، حديث 1405 . ( 3 ) . مصنف عبدالرزاق ، ج 7 ص 500 - 501 .
تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 88 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى