ما اينك از بيان « متعه حج » و چگونگى اجتهاد خليفه عمر دربارهء آن صرف نظر مىكنيم و تنها به بحث دربارهء « متعه زنان يا ازدواج موقت » كه در اين كتاب مورد اشكال قرارگرفته مىپردازيم . ابتدا تعريف متعه در دو مكتب :
تعريف « متعه » در مكتب خلفا آن است كه : مرد ، زنى را با دو شاهد و اذن ولى او ، تا مدّتى معين به عقد خود درآورد و مَهر مورد توافق را به وى بپردازد . و چون مدّت به پايان رسيد حقى بر او نداشتهباشد . آن زن نيز بايد پس از آن ، عدّه نگهدارد . تا در صورت آبستنى فرزند بدون شك ملحق به پدر گردد . و اگر آبستن نبود مىتواند با ديگرى ازدواج كند . عدّه او نيز يك طُهر [ يك بار خون حيض ديدن و پاك شدن ] است . اين زن و شوهر از يكديگر ارث نمىبرند . و چون مدّت به سرآيد و بخواهند ادامه دهند ، مرد بايد مَهر ديگرى به زن بپردازد .
و تعريف « متعه » در مكتب اهلالبيت آن است كه : يا خود زن ، خودش را تزويج كند ، يا وكيل او و يا ولى او - اگر صغيراست - او را به ازدواج مردى درآورد كه براى وى حلال است و مانع شرعى ندارد . با مَهر معلوم و مدّت معين . و پس از پايان مدت از مرد جدا مىشود ، يا آنكه قبل از پايان مدّت ، مرد مدّت باقى مانده را به او مىبخشد . و پس از جدائى ، در صورتى كه دخول انجام شده باشد و زن به سنّ يائسگى نرسيده باشد ، بايد عدّه نگهدارد . عدّه او
نيز دو طُهر [ دوبار خون حيض ديدن و پاك شدن ] است ، و اگر از كسانى است كه حيض نمىشود ، عدّه او چهل و پنج روز است . و اگر نزديكى صورت نگرفته باشد ، عدّهاى برعهده ندارد . فرزند ازدواج موقّت نيز در جميع احكام عين فرزند ازدواج دائم است .
ازدواج موقت در قرآن كريم :
تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 86
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٨٦