تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
ايا ابن كثير حق ندارد كه چون بخواهد با خواستاران فضائل معاويه مدارانمايد ، روايت نكوهش و بىاعتبارى معاويه را به روايت حاوى فضيلت او در دنيا و آخرت تأويل و توجيه نمايد ؟ ! و با چنين حالتى ، انتشار سنّت رسول‌خدا ( ص ) چگونه ممكن مىشود ؟ ! بخشى از سرنوشت كسانى را كه با مسير مكتب خلفا مخالفت كرده - و به نوشتن يا روايت بخشى از سنت رسول‌خدا ( ص ) كه مخالف ديدگاه اين مكتب بوده اقدام كرده‌اند - يادآور شديم . در بحث بعد به سرنوشت كتابهائى مىپردازيم كه حاوى سنت رسول خدا ( ص ) بوده و اين سنّت با سياست اين مكتب در تضاد بوده‌است . سوزاندن كتابها و كتابخانه‌ها نوع ديگر كتمان در مكتب خلفا ، به آتش‌كشيدن كتابهاى حاوى سنّت رسول‌الله ( ص ) در سيره و حديث بود كه نشر آن را نمىپسنديدند و بنيان‌گذار اين كار خليفه عمر بود ، كه در بابِ بحث‌هاى مكتب خلفا در زمينهء « مصادر شريعت اسلامى » در كتاب معالم المدرستين بيان داشته‌ايم ، و خلاصه آن در طبقات ابن‌سعد چنين است كه گويد : « در عهد عمر احاديث فزونى گرفت و او مردم را فراخواند تا آنها را نزد او آورند و چون آوردند فرمان داد تا سوزانيده شوند ! » . و زبيربن‌بكّار روايت كند كه : « سليمان بن عبدالملك در زمان ولايت عهدى خود براى رفتن به حج از مدينه عبوركرد و فرمان داد تا « أبان‌بن عثمان » براى او روش‌ها و جنگهاى رسول‌خدا ( ص ) را بنويسد . ابان گفت : آن در نزد من است صحيح و ناب شده آن را از كسى كه به او اعتماد دارم گرفته‌ام . سليمان دستور داد تا ده نفر از نويسندگان از آن نسخه بردارند و آنها آن را در كتابى نوشتند و چون به نزد او برده‌شد مشاهده كرد