تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
در اواخر عمر براى حجّ بيرون رفت و به دمشق رسيد و در دمشق به تاليف كتاب خصائص در فضائل علىبن‌ابىطالب و اهل‌البيت پرداخت كه بيشتر روايات آن از « احمدبن‌حنبل » است ، ولى اين كار او را ناپسند شمردند . خود او گويد : « وارد دمشق شدم و ديدم كه مخالفان على در آن بسيارند ، لذا به تاليف كتاب خصائص پرداختم و اميدوار بودم كه خداوند به وسيله اين كتاب آنها را هدايت نمايد » به او گفته شد : « آيا فضائل معاويه را گردآورى نمىكنى ؟ » گفت : « كدام را گردآورم ؟ حديث : « اللّهمّ لاتُشْبِع بَطْنَه » : « خدايا شكمش را سير مگردان » را ؟ » كه سئوال كننده خاموش شد . و نيز ، از او خواسته‌شد تا دربارهء معاويه و فضائل او بگويد كه گفت : « آيا به همين كه سربه‌سر باشد [ و به حال خود رها گردد ] راضى نمىشود تا برترى گيرد ؟ » كه مورد هجوم واقع شد و پيوسته بر تهيگاهش زدند و لگد كوبش كردند و از مسجد بيرونش انداختند و به رمله‌اش فرستادند » « 1 » . و حافظ ابونُعَيم گويد : « نقل شده كه وى به خاطر آن لگدكوب شدن وفات‌كرد » . و دارقُطنى گويد : در دمشق گرفتار شد و در سال 303 ه - به شهادت رسيد » . آزارديدگان و كشته‌شدگان در راه نشر سنّت رسول‌خدا ( ص ) منحصر به نَسائى نيست . ابوذر صحابى نيز ، كه شرح حال او را در بحث‌هاى : « كتمان سنت رسول‌خدا ( ص ) » در معالم المدرستين آورده‌ايم ، همين راه را پيمود و نيز علماى ديگرى كه در اين راه به شهادت رسيدند و علّامه خبير امينى در كتاب خود « شهداء الفضيله » برخى از آنها را معرفى كرده‌است . و با چنين حالى ، كيست كه به خود جرأت دهد و نصوص رسيده از رسول‌خدا ( ص ) در فضائل اهل‌بيت او را روايت كند ؟ چه رسد به نصوص وارده در حق حاكميت اهل‌البيت ( ع ) را !
هامش
( 1 ) . تذكرة الحفاظ ، ص 689 ، و وفيات‌الاعيان ، ج 1 ص 59 .