مردم است ، حاكم نيشابورى و ديگرانى كه آن را روايت كرده و در كتب خود آوردهاند مورد سرزنش و انكار واقع شده اند . و ما نيز آن را در باب نصوص نياوردهايم
چون در صدد ايراد فضائل امام على ( ع ) نيستيم و تنها نصوص صريحهاى را مىآوريم كه در حق حاكميت اهل البيت ( ع ) رسيده است .
ذهبى فضل و برترى « حاكم شافعى » در علم حديث در مكتب خلفا را يادآور مىشود و مىگويد چون در مستدرك خود فضائل امام على ( ع ) را ثبت و اشكالات معاويه را وارد نموده ، مورد سرزنش و انكار واقع شده و درباره او گفتهاند : « در حديث ثقه و در عقيده رافضى و خبيث است ! »
تسنّن را در تقديم [ خلفاى ثلاثه ] و خلافت آشكار مىكند و از معاويه و آل او - يعنى يزيد - روىگردان است و بدان تظاهر كرده و از آن عذرخواهى نمىكند »
ذهبى گويد : مىگويم : اما رويگردانى او از دشمنان على كه آشكاراست . و اما درباره شيخين [ ابوبكر و عمر ] او در هر حال آن دو را بزرگ مىشمارد . پس او شيعى است نه رافضى ، و اى كاش مستدرك را تأليف نكردهبود كه به خاطر انتخاب بدش [ دراين تأليف ] مورد بىمهرى قرارگرفتهاست » « 1 » .
مولف گويد : پيشواى محدّثان مكتب خلفا را سزاست كه به امام مذهب شافعى محمدبنادريس متوفاى 204 ه - تأسى بجويد كه او نيز متهم به رفض شد و بنابر روايت بيهقى ، شافعى گويد :
« قالوا تَرفّضتَ قلتُ كلّا * مَا الرفضُ ديني ولااعتقادي »
« لكن تولّيتُ غير شكّ * خيرَ امامٍ و خيرَ هادى »
هامش
( 1 ) . تذكرة الحُفاظ ، ص 1039 - 1045 .