« سهم ذوى القربى تنها در حيات من بدانها مى رسد و پس از مرگ من بهرهاى ندارند » . « 1 » و در روايت ديگرى از « امّ هانى » گويد : « فاطمه دختر رسول خدا نزد ابوبكر آمد و گفت : « اگر بميرى چه كسى از تو ارث مىبرد ؟ »
ابوبكر گفت : « فرزندان و خانوادهام » .
گفت : « پس چه شده ، كه به جاى ما ، تو از رسول خدا ارث بردهاى ؟ ! » .
گفت : « اى دختر رسول خدا ! من از پدرت هيچ طلا و نقرهاى به ارث نبردهام » .
گفت : « سهم ما در خيبر و خالصهء ما فدك ! » .
و در عبارت طبقات ابن سعد چنين است كه ابوبكر گفت : « من از پدرت هيچ زمين و طلا و نقره و غلام و مالى به ارث نبردهام » .
فاطمه گفت : پس چرا سهم اللّه كه خدا براى ما قرار داده و خالصهء ما ، بدست توست ؟ ! » .
ابوبكر گفت : « اى دختر رسول خدا ! من از پيامبر شنيدم كه مى گفت : « اين سهمى است كه خدا براى زندگى من قرار داده و چون بميرم از آنِ مسلمانان است » « 2 » و در عبارت ابن ابى الحديد و تاريخالاسلام ذهبى چنين است كه : ابوبكر گفت : « اى دختر رسول خدا ! من چنين نكردهام ! »
هامش
( 1 ) . كنزالعمال ، كتاب الخلافه ، ج 5 ص 367 . و امّ هانى دختر ابوطالب ، در فتح مكه اسلام آورد و در خلافت معاويه وفاتكرد . صاحبان صحاح 46 حديث از او روايت كردهاند . شرح حالش در اسدالغابه ، جوامعالسيره و تقريبالتهذيب آمدهاست .
( 2 ) . فتوحالبلدان ، ج 1 ص 35 - 36 . طبقات ابنسعد ، ج 2 ص 314 - 315 . شرح نهجالبلاغه ، ج 4 ص 81 و دنباله آن در ص 87 . تاريخالاسلام ذهبى ، ج 1 ص 346 ، و كنزالعمال ، كتاب الخلافه ، ج 5 ص 365 .