تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
و ابن ابىالحديد گويد : « مشهور آن است كه حديث نفى ارث را كسى جز ابوبكر روايت نكرده است . » « 1 » و گويد : « بيشتر روايات بر آن است كه اين خبر را تنها ابوبكر روايت كرده ، و اعظم محدثان آن را يادآور شده‌اند ؛ حتى فقها در اصول فقه ، در بحث احتجاج به روايت صحابى واحد ، بر آن اتفاق نظر دارند ؛ و شيخ ما ابوعلى گويد : « روايت نيز همانند شهادت ، جز از دو نفر پذيرفته نمىشود . » ولى متكلمان و فقها همگى با او مخالفت كرده و چنين استدلال مىكنند كه صحابه روايت : « نَحْنُ مَعاشِرُ الانبياءِ لانُوَرثُ » را از ابوبكر به تنهائى پذيرفتند » . « 2 » و سيوطى در شمارش روايات ابوبكر گويد : « بيست‌ونهم ، حديث : « لانُورَثُ ماتَرَكْناهُ صَدَقة » است » . « 3 » مؤلف گويد : با همهء اينها ، آنها احاديث ديگرى را جعل كردند و به غير ابوبكر نسبت دادند بدين معنى كه غير ابوبكر نيز آن سخن را از رسول‌خدا ( ص ) روايت كرده‌است . « 4 » 3 - مخاصمه و ستيز فاطمه ( س ) با آنها درباره سهم « ذى القربى » هنگامى كه دختر رسول خدا ( ص ) را با حديث ابىبكر از ارث پدر محروم ساختند ، آن حضرت به مطالبه سهم « ذىالقربى » - به شرح زير - پرداخت : 1 - أنس‌بن‌مالك گويد : « فاطمه ( س ) نزد ابىبكر آمدو گفت : « تو خود از ظلمى كه دربارهء صدقات « 5 » بر ما اهل‌البيت رواداشتى به خوبى آگاهى ؛ اكنون
هامش
( 1 ) . شرح نهج ، ج 2 ص 82 . ( 2 ) . همان ، ج 4 ص 85 . ( 3 ) . تاريخ الخلفاء سيوطى ، ص 89 . ( 4 ) . مراجعه كنيد : شرح نهج‌البلاغه ، ج 4 ص 85 . ( 5 ) 1 . شايد مقصود از صدقات در اينجا ، بخشى از باغهاى هفت گانه‌اى باشد كه در برخى روايات گفته شده : رسول‌خدا از آنها صدقه مىداد .