و ابن ابىالحديد گويد : « مشهور آن است كه حديث نفى ارث را كسى جز ابوبكر روايت نكرده است . » « 1 » و گويد : « بيشتر روايات بر آن است كه اين خبر را تنها ابوبكر روايت كرده ، و اعظم محدثان آن را يادآور شدهاند ؛ حتى فقها در اصول فقه ، در بحث احتجاج به روايت صحابى واحد ، بر آن اتفاق نظر دارند ؛ و شيخ ما ابوعلى گويد : « روايت نيز همانند شهادت ، جز از دو نفر پذيرفته نمىشود . » ولى متكلمان و فقها همگى با او مخالفت كرده و چنين استدلال مىكنند كه صحابه روايت :
« نَحْنُ مَعاشِرُ الانبياءِ لانُوَرثُ »
را از ابوبكر به تنهائى پذيرفتند » . « 2 »
و سيوطى در شمارش روايات ابوبكر گويد : « بيستونهم ، حديث :
« لانُورَثُ ماتَرَكْناهُ صَدَقة »
است » . « 3 » مؤلف گويد : با همهء اينها ، آنها احاديث ديگرى را جعل كردند و به غير ابوبكر نسبت دادند بدين معنى كه غير ابوبكر نيز آن سخن را از رسولخدا ( ص ) روايت كردهاست . « 4 » 3 - مخاصمه و ستيز فاطمه ( س ) با آنها درباره سهم « ذى القربى »
هنگامى كه دختر رسول خدا ( ص ) را با حديث ابىبكر از ارث پدر محروم ساختند ، آن حضرت به مطالبه سهم « ذىالقربى » - به شرح زير - پرداخت :
1 - أنسبنمالك گويد : « فاطمه ( س ) نزد ابىبكر آمدو گفت : « تو خود از ظلمى كه دربارهء صدقات « 5 » بر ما اهلالبيت رواداشتى به خوبى آگاهى ؛ اكنون
هامش
( 1 ) . شرح نهج ، ج 2 ص 82 .
( 2 ) . همان ، ج 4 ص 85 .
( 3 ) . تاريخ الخلفاء سيوطى ، ص 89 .
( 4 ) . مراجعه كنيد : شرح نهجالبلاغه ، ج 4 ص 85 .
( 5 ) 1 . شايد مقصود از صدقات در اينجا ، بخشى از باغهاى هفت گانهاى باشد كه در برخى روايات گفته شده : رسولخدا از آنها صدقه مىداد .