تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
ابوبكر گفت : « او اينچنين بود و تو به خدا سوگند مىدانى ؛ مثل آنچه كه من مىدانم » و على گفت : « اين كتاب خداست كه سخن مىگويد ! » و بعد سكوت كردند و بازگشتند ! » « 1 » به گمان ما راويان اين روايت دچار اشتباه شده و پنداشته‌اند كه عباس با على براى مطالبه ارث آمده بودند ؛ حال آنكه آن دو به يارى فاطمه آمده بودند ؛ البته ممكن است عباس سهم خمس خود را هم مطالبه كرده باشد ، كه اين امر بر راويان مشتبه شده و يادآور شده‌اند كه او براى مطالبه ميراث خود آمده بود .
t
فاطمه ( س ) كه ديد ابوبكر دلايل و شواهد و گواهانش را نمىپذيرد و چيزى از ميراث رسول خدا و بخشوده‌هاى آنحضرت را به او باز پس نمىدهد ، بر آن شد تا اين مخاصمه را در جمع مسلمانان مطرح كند و از اصحاب پدرش - چنان كه در پى مىآيد - يارى بخواهد : در سقيفه ابوبكر جوهرى بنابر نقل ابن ابى الحديد ، و بلاغات‌النساء احمدبن ابى طاهر بغدادى آمده است : « فاطمه كه دريافت ابوبكر بر آن است تا او را از « فدك » محروم سازد ، روسرى « 2 » برسرافكند و چادر « 3 » برخود پيچيد و در محاصره نزديكان و زنان قوم خود به سوى ابوبكر رفت ؛ در
هامش
( 1 ) . طبقات ، ج 2 ص 315 ، و كنزالعمال ، ج 5 ص 365 . ( 2 ) . مقصود از روسرى ، خِمار است . خمار چيزى بوده كه زنان با آن سر و گردن و سينهء خود را مىپوشاندند و از روسرى معمول كه فقط روى سر را مىپوشاند ، بزرگتر بوده است . در قرآن كريم هم آيهء : «وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ» ( نور / 31 ) اشاره به همين معنى دارد . ( 3 ) . مقصود از چادر ، « جِلباب » است ؛ چيزى مانند عبا يا پيراهنِ عربى بلند كه محيط بر بدن باشد . و جمع آن جَلابيب است .
تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 163 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى