غنايمى را كه خداوند در قرآن كريم به ما بازگردانيده و آن را سهم « ذىالقربى » قرار داده ، به ما بازگردان ! و سپس اين آيه را بر او تلاوت كرد :
( وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى . . . )
« 1 »
« و بدانيد ، هرچه را كه غنيمت برديد ، خُمس آن ، سهم خدا و رسولِ خدا و « ذىالقربى » و . . . است » و ابوبكر گفت ، « پدر و مادرم فداى تو و پدرت باد ! من گوش به فرمان كتاب خدا و حق رسول خدا و حق خويشاوندى او هستم ! من نيز ، آنچه را كه تو از كتاب خدا مىخوانى ، مىخوانم ؛ ولى اين معنى را ، كه چنين سهمى از خمس براى شما مسلّم باشد ، از آن نمىفهمم ! »
فاطمه گفت : « آيا آن ، سهم تو و خويشاوندان توست ؟ » گفت : « نه ، بلكه بخشى از آن را خرج شما كرده و بقيه را در مصالح مسلمانان صرف مىكنم » و فاطمه گفت : « اين حكم خدا نيست . . . »
2 - عروه گويد : « فاطمه براى مطالبهء فدك و « سهم ذوىالقربى » نزد ابوبكر رفت و او نپذيرفت و آن را جزء بيتالمال قرار داد » .
3 - و حسن بن محمد بن على بن ابيطالب ( ع ) گويد : « ابوبكر ؛ فاطمه و بنىهاشم را از « سهم ذوىالقربى » محروم ساخت و آن را « فى سبيل الله » ويژهء سلاح و مركب قرار داد » . « 2 » و در كنزالعمال از « امّ هانى » گويد : « فاطمه نزد ابوبكر آمد و « سهم ذوىالقربى » را مطالبه كرد و ابوبكر گفت : « شنيدم كه رسول خدا مىگفت :
هامش
( 1 ) . انفال / 41
( 2 ) . هر سه روايت در شرح نهجالبلاغه ، ج 4 ص 81 موجوداست ؛ روايت اول در تاريخالاسلام ذهبى ، ج 1 ص 347 ، نيز آمدهاست .