تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
سه‌گانه دريافت كرده و مالك شده ، آن مال نيز پس از وفات بنا بر اقتضاى آيهء مواريث و نه آيه خمس ، به وارث ايشان مىرسد . « 1 » روايتى واحد كه بيانگر جايگاه خمس در عصر پيامبر است : در سنن ابوداود ، مسند احمد ، تفسير طبرى ، سنن نَسائى و صحيح بخارى از « جُبَيربن‌مُطعِم » گويد : « رسول خدا ( ص ) در فتح خيبر سهم « ذيالقربي » را براى بنى هاشم و بنىالمطّلب قرار داد و بنى نَوفَل و بنى عبدشمس را رها كرد . من و عثمان‌بن‌عَفّان نزد پيامبر رفتيم و گفتيم : « يا رسول‌الله ! ما فضلِ بنىهاشم را به خاطر نزديكى با شما انكار نمىكنيم ، امّا چه شده كه بنىالمطّلب را نيز بهره‌مند كرده و تنها ما و خويشاوندانمان را رها كرده‌اى ؟ » رسول خدا ( ص ) فرمود : « من و بنىالمطّلب از هم جدا نمىشويم - و در روايت نسائى : بنىالمطّلب از من جدا نمىشوند - نه در جاهليت و نه در اسلام - ما و آنها به هم پيوسته و يگانه هستيم . » و انگشتانش را در هم فروبرد . » « 2 » و در روايت ديگرى در مسند احمد گويد كه اين اقدام در « غزوهء حُنَين » بود . « 3 » و در روايت سوم كه در سنن ابوداود و سننِ نَسائى و مسند احمد آمده ، آن غزوه را تعيين نكرده است . « 4 »
هامش
( 1 ) . در اين بحث علاوه بر مراجعه به مجموعه‌هاى حديثى ، به « مصباح‌الفقيه » حاج آقا رضا همدانى ، كتاب‌الخمس ، ص 144 - 150 ، مراجعه كرديم و متون احاديث مورد استشهاد را هم به نحو فشرده آورديم . ( 2 ) . سنن ابو داود ، ج 2 ص 50 . تفسير طبرى ، ج 10 ص 50 . مسند احمد . ج 4 ص 81 . صحيح بخارى ، ج 3 ص 36 با عباراتى ديگر . سنن نسائى ، ج 2 ص 178 . سنن ابن‌ماجه ، ص 961 . مغازى واقدى ، ص 696 ، والأموال ابوعبيد ، ص 331 . ( 3 ) . مسند احمد ، ج 4 ص 85 . ( 4 ) . سنن ابو داود ، ج 2 ص 51 - 52 . سنن نسائى ، ج 2 ص 178 ، و مسند احمد ، ج 4 ص 83 .