تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
پرسش عثمان و جبير و پاسخ رسول خدا به آنها بدان خاطر بود كه « عبدمناف » چهار پسر به نامهاى زير داشت : 1 - هاشم كه نامش عمرو بود . 2 - مطَّلِب . 3 - عبدِشمس . 4 - نَوفَل . « 1 » و از اين خاندان ، بنىهاشم و بنىمطّلب براى نصرت رسول خدا همدست شدند و قريش همگى به جنگ با آن حضرت برخاستند و عهدنامه قطع رابطه با آنها را نوشتند و پيامبر و يارانش بناچار به « شِعب‌ابىطالب » رفتند و در سالهاى قطع رابطه در آنجا ماندند و فرزندان عبدشمس و نوفل نيز بر خلاف آنها با قريش همدستى نمودند .

حرمتِ صدقه بر پيامبر ( ص ) و نزديكانش

احاديث وارده دربارهء حرمتِ صدقه بر پيامبر و نزديكانش فراوان است . از آن جمله حديثى است كه مسلم در صحيح خود بدين شرح آورده است : هرگاه براى رسول خدا ( ص ) غذايى مىآوردند از آن تناول مىفرمود و اگر مىگفتند كه صدقه است ، از آن چيزى نمىخوردند . « 2 » بخارى و مسلم در صحيح خود و ابوداود و دارمى در سُنن خويش آورده‌اند : رسول خدا ( ص ) در راه خرمايى را افتاده ديد . فرمود : اگر صدقه نبود ، آن را مىخوردم . و حسن بن على دانه‌اى از خرماى صدقه را برداشت و در دهان گذاشت . رسول خدا ( ص ) به دو فرمود : كِخ كِخ ! آن را از دهان بينداز .
هامش
( 1 ) . جَمهرهء ابن‌حَزم ، ص 14 . ( 2 ) . صحيح مسلم ، ج 3 ص 122 .
تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 151 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى