كتب اهل سنت بود ، دنيا را زيرورو مىكرديم و آنها را به بدترين وجه رسوا مىساختيم ، ولى اينها در كتب ، شيعيان است ! » و ما در پاسخش مىگوئيم : « آن زن از خوارج بود ، از كسانى كه اميرالمؤمنين ( ع ) را در محراب عبادت شهيد كردند ! او مستحّق بيشاز آن بوده است ! » و در ص 23 گويد : « 3 . در احتجاج طبرسى ، گويد : « فاطمه سلامالله عليها به اميرالمؤمنين ( ع ) گفت : « پسر ابىطالب ! چهشد كه چون جنين درخود پيچيده و چون ظنين زمينگير شدهاى » وگويد : بههمين مقدار بسنده مىكنيم تا به روايات مربوط به فاطمه سلاماللهعليها بپردازيم : « 1 . ابوجعفر كلينى در اصول كافى روايت كرده كه : فاطمه يخه عمر را گرفت و به سوى خود كشيد ! و در كتاب « سليمبن قيس » گويد : او سلاماللهعليها در قضيه فدك نزد ابوبكر و عمر رفت و با آن دو مشاجره كرد و در جمع مردم سخن گفت و بانگ برآورد و مردم پيرامونش را گرفتند » « 1 » . ومىپرسد : « آيا او شرّ و شور بود كه چنين كند ؟ » « 4 . وباز طبرسى در احتجاج گويد : عمر و همراهانش طناب به گردن اميرالمؤمنين انداختند و او را كشيدند تا نزد ابوبكر بردند و او اين آيه را تلاوت كرد : ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي : پسر مادرم ! اين قوم ناتوانم يافتند و نزديك بود مرا بكشند ! )
تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 117
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١١٧
هامش
( 1 ) . احتجاج طبرسى ، ص 253 .