فرموده وَ إن تَظاهَرا عَلَيه . . . ؟ همانگونه كه خود خليفه نيز به آن تصريح كرد ، با آنكه ديگران هم با اين دو در مراجعه و درخواست مصرّانه شريك بودند ؟ و اين با آنچه كه « امالمؤمنين عايشه » در احاديث خود يادآور شده نيز مخالفت دارد . زيرا مىگويد : سبب نزول آيات تحريم آن بود كه پيامبر عسل را بر خود حرام فرمود - در قصهاى كه گذشت - علاوه بر آن خليفه عمر نگفته است كه پيامبر چه چيز را به خاطر رضاى زنانش بر خود حرام فرمود و آن رازى كه زوجه پيامبر آن را فاش كرد چه بود ؟ ! پس ، آنچه كه عمر در حديث خود دربارهى تحريم بيان داشته : « بيست و نه شب كنارهگيرى از زنان خود و تخيير و اختيار دادن به آنها در انتخاب آينده خويش » ، بر غموض و پيچيدگى اين موضوع افزوده است ، و همين است كه « مسلم » صاحب صحيح را بر آن داشته تا « تحريم » و « ايلاء » و « مظاهره » را در صحيح خود امر واحدى قرار دهد و بگويد : باب فى الايلاء و اعتزال النساء و تخيير هن و قوله تعالى :
وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ
» « 1 » و نيز ، كار را بر ابنسعد مشوّش كرده تا آنكه « تخيير » را در طبقات خود در دو باب آورده و گويد : « باب ذكر المرأتين اللَّتين تظاهر تا على رسول الله و تخييره نساءه » « 2 » و در باب ديگرى گويد : « ذكر ما هجر فيه رسول الله نساءه و تخييره اياهنّ » « 3 »
اين احاديث و دهها نمونه ديگر امثال آنها در داستان « تحريم » و « تخيير » كه در كتابهاى صحاح و سنن و سيره و مسانيد وارده شده ، پژوهشگر كوشنده در شناخت واقعيت تاريخى را شديداً دچار سرگيجه مىكنند ، همانگونه كه اگر مورّخى بخواهد به صحيحترين كتب حديث مراجعه كند تا سيره پيامبر را
هامش
( 1 ) - صحيح مسلم ، ج 2 ص 1105 .
( 2 ) - طبقات ابنسعد ، ج 8 ص 182 .
( 3 ) - همان ، ص 179 .