شروع كرد . گفتم : يا رسول الله ! تو سوگند خورده بودى يك ماه نزد ما نيايى و اكنون پس از بيست و نه شب آمدهاى ، من شمارش كردهام ؟ فرمود : ماه بيست و نه روز است . سپس فرمود : اى عايشه ! من چيزى را يادآور مىشوم و تو تا با پدر و مادرت مشورت نكردهاى در آن شتاب مكن . سپس اين آيه را بر من قرائت كرد :
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ
. . .
أَجْراً عَظِيماً
« 1 »
عايشه گويد : او مىدانست كه پدر و مادرم مرا به جدايى از او دستور ندهند . گويد : گفتم : در اينباره با پدر و مادرم مشورت نمايم ؟ من خدا و پيامبر و زندگى آخرت را مىخواهم . » « 2 »
و در روايت ديگرى از « عمربن ابى سلمه » از پدرش ، بعد از آن گويد :
« و رسول خدا به خاطر آن خوشحال گرديد . » « 3 »
زركشى در كتاب خود « الاجابه » با استناد به همين احاديث گويد :
« اينكه پيامبر به عايشه فرمود : « در پاسخ من شتاب مكن » براى آن بود كه مىترسيد او در پاسخ ، دنيا را برگزيند . » « 4 »
اينگونه مشكلات و ديگر ابهامات ، ما را بر آن مىدارد كه به احاديث ديگر ، غير احاديث امالمؤمنين عايشه ، مراجعه نماييم تا شايد در آنها تفسيرى بيابيم كه غموض و پيچيدگى آيات سورههاى تحريم و احزاب را بر طرف نمايد .
هامش
( 1 ) - احزاب / 28 و 29 .
( 2 ) - مسند احمد ، ج 6 ص 163 ؛ صحيح بخارى ، كتاب الطلاق ، ج 3 ص 270 .
( 3 ) - اين حديث از طريق مختلف روايت شده است از جمله در مسند احمد ، ج 6 ص 78 و 103 و 153 152 و 185 و 248 و 264 263 و 212 211 ؛ صحيح مسلم ، ج 2 ص 1103 و 1107 ؛ سنن ابنماجه ، ج 1 ص 662 ح 2053 ؛ سنن نسائى ، ج 6 ص 160 159 ؛ ترمذى ، ج 12 ص 84 ؛ طبقات ابنسعد ، ج 8 ص 69 68 .
( 4 ) - الاجابه ، ص 66 .