تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
بنويسد ، او را آشفته و حيران مىنمايند ، و اگر مفسرى بكوشد تا تفسير آيات قرآن كريم را در پرتو حديث شريف نبوى بيان نمايد ، كارش را مشوّش و در هم نمايند ، و تلاش فقيه را در استنباط احكام با استناد به سيره‌ى نبوى ضايع گردانند ؛ مگر آنكه هريك از اينان موضوع خود را ساده و سطحى مورد بررسى قرار دهد ، و به اولين حديثى كه در يكياز كتب صحاح مورد بررسى قرار دهد ، و به اولين حديثى كه در يكى از كتب صحاح و مسانيد برخورد مىكند ، اعتماد نمايد و حكم قطعى خود را با استناد به حديثى كه به آن برخورد كرده ، صادر نمايد و از تتّبع و تحقيق و پى جويى ديگر احاديث متناقض با آن در اين باب ، خوددارى ورزد ؛ و شايد مستشرق بيگانه از همه اينها به فهم واقعيت تاريخى حيات پيامبر از همه دور تر باشد ! براستى او با مراجعه به اين احاديث چه مىفهمد و ما از او چه انتظارى داشته باشيم ؟ ! ما ديديم كه « ام‌ّالمؤمنين عايشه » در احاديث اولين خود علت نزول آيه تحريم را مراجعه زنان پيامبر به آن حضرت دانست ، و در احاديث اخير خويش مىگويد : پيامبر به‌خاطر آنكه « زيب » هديه او را بازگردانيده ، يك ماه از زنانش جدا شد ، چون عايشه به آن حضرت گفته بود : زينب با ردّ هديه‌ات تو را تحقير كرده ، و رسول خدا از اين سخن خشمگين شده و فرموده بود : « شما نزد خدا كوچك‌تر از آنيد كه مرا تحقير كنيد ؛ تا يك ماه نزد شما نخواهم آمد ! » كاش مىدانستم گناه ديگر زنان پيامبر چه بود ، و چرا مىبايست كيفر اقدام « امّ المؤمنين عايشه » و « ام‌ّالمؤمنين زينب » را آنها نيز تحمل نمايند ، در حالى كه خداوند متعال فرموده :
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى *
: « هيچ كس بار گناه ديگرى را بر دوش نگيرد » ؟ ! علاوه بر آن ، عايشه مىگويد : پيامبر به او فرمود : درباره‌ى آيت « تخيير » به پدر و مادرش مراجعه نمايد ، و آيت تخيير در سال هشتم هجرى نازل گرديده ، در حالى كه مادرش در سال چهارم يا پنجم يا ششم وفات كرده بود ، و پس از همه‌ى اينها ، آيا داستان تخيير و مظاهره هر دو يك داستان بوده يا دو