ابنكثير در تاريخ خود - براى اين مؤاخاة و برادرى باب ويژهاى منعقد كرده است . با اين حال ، دشمنان على تواستند به وسلهى حديث « امّ المؤمنين عايشه » كه دربارهى مؤاخاة پيامبر با ابوبكر صادر شده - و شرح آن گذشت - با اين احاديث به معارضه و مقابله برخيزند . با آنكه حديث روايت شده از « امّالمؤمنين عايشه » دربارهى برادرى پيامبر با ابوبكر در مكه ، با اصل ثابت مؤاخاة كه در مدينه انجام گرفته مخالف دارد ، و چنين كارى از پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) در مكه مسبوق به سابقه نيست مگر در خبر إنذار و بيم دادن بنىهاشم كه فشرده آن گذشت و مشروح آن - به اذن خداى متعال - در بحث سيرهى پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) خواهد آمد .
سوم - روايات « واعروساه »
زركشى در شمار ويژگىهاى عايشه گويد :
چهل و يكم اينكه ، عايشه خود شنيده است كه پيامبر در يكى از روزها كه او را گم كرده بود مىگفت : « واعروساه » و خداوند آن دو را به هم رسانيد . « 1 »
مشروح اين داستان را « مجاهد » چنين روايت كرده است :
« عايشه گفت : پيامبر روانه شد ، و چون به آن درخت خاردار رسيديم ، و من سوار بر شتر بودم بازگشتيم و اين آخرين ديدارشان بود . در همان حال صداى پيامبر را شنيدم كه از پشت آن درخت فرياد مىزد : « واعروساه » عايشه گفت : به خدا سوگند من بر آن حال بودم كه منادى ندا داد : افسارش را
هامش
( 1 ) - الاجابه ، فصل دوم ، ص 75 ، و گويد : ابنشاهين آن را در كتاب السنة آورده است .