برادر شدند . و بلال آزاد شدهى ابوبكر با ابورويحه پيمان برادرى بستند . - تا آنجا كه گويد - اينان از كسانى هستند كه رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) ميانشان پيمان برادرى بست . و هنگامى كه عمربن خطاب ديوان و دفتر حقوقبگيران شام را تنظيم مىكرد به بلال كه براى جهاد به شام رفته بود گفت : بلال ! حقوق ديوانىات را با چه كس قرار دهيم ؟ بلال گفت : با « ابورويحه » كه من هرگز از او جدا نمىشوم ، به خاطر پيمان برادرى كه رسول خدا ميان من و او بست . پس حقوق بلال ضميمه او شد و حقوق حبشه نيز به خثعم ضميمه گرديد ، زيرا بلال در ميان آنها بود و تا به امروز هم در شام و در خثعم مىباشد . « 1 »
و سومين بار كه رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) على ( عليه السلام ) را برادر خود ناميد ، هنگامى بود كه على و زيد و جعفر بر سر ولايت بر دختر حمزه اختلاف پيدا كردند و پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) به زيد فرمود : « تو مولاى من و مولاى او [ / دختر ] هستى » و به على فرمود : « تو در ظاهر و باطن شبيه منى . . . » « 2 »
در غير اين موارد هم فرموده است : « خدايا شاهد باش كه من [ فرمان تو را ] رساندم ، اين برادر من و پسرعم و داماد و پدر فرزندانم مىباشد . . . » « 3 » تا آخرحديث .
خبر مؤاخاة و برادرى - بهجز آنچه آورديم - در احاديث بسيار ديگر نيز
هامش
( 1 ) - سيرهى ابنهشام ، ج 2 ص 127 123 ؛ تاريخ ابنكثير ، ج 3 ص 226 ؛
( 2 ) - مسند احمد ، ج 1 ص 230 ؛ استيعاب ، ص 460 در شرح حال على ( عليه السلام ) ؛ امتاع الاسماع ، ص 340 .
( 3 ) - منتخب كنزالعمال در حاشيهى مسند احمد ، ج 5 ص 32 .