آمده است « 1 » ، مانند روايت « ابن عمر » كه گويد :
« رسول خدا ميان اصحاب خود پيمان برادرى بست و ابوبكر را با عمر ، طلحه را با زبير ، و عثمان را با عبدالرحمانبن عوف برادر قرار داد . على گفت : يا رسول الله ! شما مسان اصحابتان پيمان برادرى برقرار كرديد ، پس برادر من كيست ؟ پيامبر فرمود : آيا خشنود نيستس كه من برادر تو باشم ؟ ابنعمر گويد : على كه مقاوم و نيرومند و شجاع بود ، گفت : چرا يا رسول الله ! و پيامبر فرمود : تو برادر منى در دنيا و آخرت . » « 2 »
على ( عليه السلام ) به اين مؤاخاة و برادرى مباهات مىكرد . چنان كه اصحاب شوراى شش نفره خلافت را سوگند داد . ابنعبدالبر از ابىطفيل روايت كند كه گفت : عمر به هنگام مرگ خلافت را بين على و عثمان به شورا واگذارد . على به آنان گفت : « شما را به خدا سوگند مىدهم ! آيا در ميان شما كسى هست كه رسول خدا بين او و خود پيمان برادرى بسته باشد ، آن هنگام كه ميان مسلمانان - جز من - پيمان برادرى قرار داد ؟ گفتند : خداوندا ! نه .
او هميشه مىگفت : « من بنده خدا و برادر رسول او هستم و اين جمله را بعد از من هيچكس جز كذّاب و دروغگو بر زبان نياورد . » « 3 »
اين احاديث كه دربارهى مؤاخاة و برادرى پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) با على ( عليه السلام ) سخن مىگويد چنان مشهور و منتشر شده كه برخى از دانشمندان مكتب خلفا - مانند
هامش
( 1 ) - تاريخ بغداد ، ج 12 ص 268 ؛ اسدالغابه ، ج 4 ص 91 ، شرح حال شماره 3783 ؛ تاريخ ابنكثير ، ج 7 ص 335 ؛ الاصابه ، ص 501 ، شرح حال على ( عليه السلام ) ؛ ترمذى در مناقب على ، ج 12 ص 170 ؛ تذكرةص الامّه ، ص 15 .
( 2 ) - مستدرك ، ج 2 ص 14 ؛ ترمذى ، ج 12 ص 170 فشرده حديث .
( 3 ) - تاريخ ابنكثير ، ج 17 ص 335 ؛ كنزالعمال ، ج 12 ص 207 ح 1179 ؛ منتخب آندر حاشيهى مسند احمد ، ج 5 ص 32 ؛ سنن ابنماجه ، ج 1 مقدمه ص 44 ح 120 .