تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
بر اين فرض اخير اعتراضاتى است كه . . . آيا اين دو با هم به مدينه رسيدند و مسايل خود را در زاه حل كردند ؟ و چرا صفوان شتر تندرو خود را سوار نشد تا قافله را از نبود عايشه در آن باخبر كند ؟ همه اينها مبهم است و ما جواب صحيح را هرگز نخواهيم دانستو همانگونه كه يكى از دوستان مدنى من مىگفت - هنگامى كه با او درباره براهين موافق و مخالف روشهاى اسلامى در مقابل روشهاى مسيحى درباره دستيابى به زن مناقشه و بحث مىكرديم - او گفت : « سه چيز است كه جز خداى واحد كسى آن را نبيند : اثر ماهى در آب ، اثر پرنده در هوا و اثر مرد و زن » عايشه دو سال پس از آن قضيه مىگفت : « روشن شده كه صفوان حصور است و نيازمند زنان نيست » آيا اين ملاحظه شريك بىگناه است يا شريك گناهكار ؟ يا روحيه شوخ‌طبعى و طرب‌انگيزى است ؟ گردنبند او در مناسبت ديگرى نيز گم شد و سپاه محمد همگى ايستادند و به جستجو پرداختند تا آن را يافتند . و گفته مىشود ، اين بازيگرى سبب شد تا اجازه به كار بدن « رمل » در غسل به جاى آب داده شود . زيرا ، سپاهيان زمان بسيارى را در جستجوى اين زيور گذارندند تا وقت نماز - پيش از رسيدن لشكر به چاههاى آبى كه در آنجا فرود مىآمدند - فرا رسيد و محمد به وضو بسيار اهميت مىداد و شايسته بود پيش از هر نمازى از نمازهاى پنجگانه وضو داشته باشند . و بدين‌خاطر هميشه بيش از مقدار نياز آب با خود مىبردند . و چون سپاه مسلمانان ساعتهاى بسيارى را در راهِ جستن آن گردنبند تلف نمودند ، آبشان تمام شد و محمد با رمل تيمم كرد . و از آن پس بيشتر عربهاى مسافر با رمل غسل و شستشو مىكنند . و به هر حال ، چه گردنبند همانى باشد كه در اين داستان آمده و چه نباشد ، اين تشريع باعث گرديد تا عرب بيش از ساير مردم عالم خود را بشويد .